تبليغاتX
جغرافیای عمومی

«رودخانه و سد بار»                   

          محمد تاجیک دبیر جغرافیای منطقه تحت جلگه

1-آشنايي با مشخصات رودخانه

رودخانه بار از كوه هاي بينالود در شمال غربي شهرستان نيشابور سرچشمه مي گيرد و يكي از سرشاخه هاي رود كالشور نيشابور است.

سرچشمه اصلي اين رود، كوه و چشمه پرآبي است كه آبشار زيباي بار را تشكيل داده و به دليل شرايط مناسب ارتفاع و آفتابگير نبودن، تا اواخر بهار داراي برف بوده كه ذوب تدريجي برف ،آب اين رودخانه را تامين مي كند. البته در مسير چند چشمه ديگر به اين رود مي پيوندند. اين رودخانه تا حدود 20 كيلومتري سرچشمه در داخل كوهستان بوده و حالت دايمي دارد كه در اين مسير از شهر بار و روستاهاي اريه، دامنجان، چهارباغ و خانلق عبور مي كند. در سه كيلومتري جنوب روستاي خانلق رود، وارد منطقه هموار و دشت شهرستان تحت جلگه مي شود و حالت فصلي به خود مي گيرد. مسافتي حدود 35 كيلومتر اين گونه بوده و در نزديكي روستاي رهن كاريز از توابع بخش مركزي شهرستان تحت جلگه به رود فصلي كالشور نيشابور مي پيوندد. در اين قسمت به دليل فراهم شدن خاك هاي آبرفتي و حاصلخيز در طول زمان هاي گذشته، روستاها و اراضي كشاورزي زيادي به وجود آمده است. سيلاب (حالت فصلي) رودخانه بار به كالشور مي رسد.

رودكالشور بزرگترين رودخانه فصلي دشت نيشابور و منطقه تحت جلگه است و نقش زهكش (خارج كننده آبهاي روان و سطحي) تمام حوضه را بر عهده دارد. اين رود از ارتفاعات كوه قرمزي، كوه تخت شاه و ديزباد در شرق نيشابور و دامنه هاي شمالي كوه چهل تن در بخش كدكن تربت حيدريه سرچشمه مي گيرد و با عبور از ميانه دشت شهرستان نيشابور و حاشيه جنوبي شهرستان تحت جلگه در شمال غربي روستاي حصارسرخ از توابع بخش ميان جلگه نيشابور از منطقه خارج و وارد دشت سبزوار  مي گردد و سپس با عبور از اين منطقه و با پيوستن كالشور جوين و كالشور جاجرم به آن، با نام كالشور سبزوار يا ابريشم رود به نمكزارهاي دشت كوير در جنوب شاهرود فرو مي رود. اين رود فصلي از سرچشمه تا دشت كوير مسافتي حدود 350 كيلومتر را طي مي كند. در محل روستاي حسين آباد جنگل (بخش ميان جلگه نيشابور) يك ايستگاه هيدرومتري (آب سنجي) بر روي اين رود فصلي ايجاد شده است كه حجم متوسط سالانه آب آن را حدود 47 ميليون مترمكعب نشان مي دهد. حوزه آبريز اين رود تا محل ايستگاه حدود 7300 كيلومتر مربع است. و ميزان هدايت الكتريكي (املاح آب) حدود 12000 ميكرومهوس بر سانتي متر را نشان مي دهد و همچنانكه از نام آن پيداست شور بوده و غير قابل مصرف است.

در مسير رودخانه بار از سال 1329 ايستگاه هيدرومتري (آب سنجي) در محل روستاي اريه حداث شده كه وسعت حوزه آبريز رودخانه بار تا محل اين ايستگاه حدود 119 كيلومتر مربع است و بالاترين ارتفاع 2900 متر (كوه هاي اطراف آبشار بار) و كمترين ارتفاع در محل ايستگاه 1530 متر از سطح دريا مي باشد. شيب متوسط رودخانه 4 درصد و متوسط حجم جريان سالانه آن در محل ايستگاه حدود 28 ميليون متر مكعب است.

كيفيت آب آن براي مصارف شرب و كشاورزي خوب است، به طوري كه آب آشاميدني شهر بار از محل سرچشمه (آبشار) تامين مي گردد و هزاران هكتار باغ و زمين كشاورزي حاشيه اين رودخانه، از آب آن آبياري مي شوند. ميزان بيشترين و كمترين هدايت الكتريكي آن به ترتيب 810 و 258 ميكرومهوس بر سانتي متر مي باشد.

مهمترين رودي كه به رودخانه بار مي پيوندد رود طاغان است.

رودخانه طاغان كه از جنوب شهر بار و شرق روستاي طاغان و نزديكي روستاي درخت جوز و كوه هاي بينالود سرچشمه مي گيرد، پس از طي مسافتي حدود 10 كيلومتر در روستاي چهارباغ به رودخانه بار مي پيوندد. اين رودخانه در بالا دست حالت دايمي دارد و در ايام پر آبي فصل بهار و سيلابها به رودخانه بار مي پيوندد كه در نهايت به كالشور نيشابور مي ريزد. در روستاي طاغان يك ايستگاه هيدرومتري از سال 1348 فعال است. وسعت حوزه آبريز رودخانه تا محل ايستگاه 102 كيلومتر مربع است و شيب متوسط حوزه به 5/7 درصد مي رسد و متوسط حجم سالانه آن حدود 18 ميليون مترمكعب است. كيفيت آب آن شبيه رودخانه بار است و براي مصارف كشاورزي و شرب مناسب است.

2- نگاهي به تاريخچه ساخت سد  بار

بشر همواره در فكر اين بوده است تا راه حل هاي مختلف براي استفاده هر چه بيشتر از آب را بياموزد و از نيروي آن بهره برداري كند. توسعه دهانه چشمه ها، احداث كانال هاي انشعابي از رودخانه ها، حفر قنات ها، احداث بند و استفاده از نيروي آب براي به حركت در آوردن توربين هاي ساده و گرداندن سنگ آسياب نمونه هايي است از فعاليت هايي كه در اين زمينه صورت گرفته است. روشن است كه امروزه دامنه اين قبيل فعاليت ها افزايش يافته و بهره برداري از نيروي آب به صورت هاي گوناگون، پيشرفت شگرفي نموده است، با اين احوال فعاليت هاي انسان در گذشته، در اين راه زياد و قابل توجه بوده است.

در ايران و خراسان نيز دامنه فعاليت ايرانيان قديم، بويژه در احداث بند و حفر قنات چشمگير است. در سرزمين خراسان وجود بندها و كانال هاي انتقال آب كه بيشتر آنها متروك و غير قابل استفاده شده اند نشان مي دهد كه در گذشته علوم معماري و آب شناسي پيشرفت داشته و مردم به خوبي از حل مشكل كم آبي و انتقال آب برآمده اند. وجود صدها قنات و كانال انتقال آب در دشت نيشابور و شهرستان تحت جلگه بيانگر اين امر است.

در خراسان چندين بند قديمي بر روي رودخانه هاي كم آب و كوچك احداث شده است كه معروف ترين آن ها عبارتند از:

1- بند اخلمد در 80 كيلومتري شمال غرب مشهد و بر روي رودخانه اخلمد (شهرستان چناران) كه مربوط به دوره صفويه مي باشد.

2- بند گلستان در 20 كيلومتري شمال غرب مشهد بر روي رودخانه طرقبه كه ساخت آن را همزمان با مسجد گوهرشاد و دوره ايلخانان مغول مي دانند.

3- بند طرق در 25 كيلومتري جنوب شرقي مشهد و بر روي رودخانه طرق كه در پشت اين بند قديمي سد جديد و بتني طرق احداث شده است.

4- بند فريمان در 12 كيلومتري شهر فريمان و بر روي رودخانه فريمان كه در زمان صفويه احداث شده است.

بند فيل بند، بندكلار و بند پل بند در شهرستان تربت جام، بند كرات در شهرستان تايباد، بند سلامي در شهرستان خواف و بند كلات (نادري) در شهرستان كلات از ديگر بندهاي معروف در استان خراسان رضوي است.

اما با آنكه در منطقه شمالي بينالود سه بند قديمي روي رودخانه هاي محلي احداث شده در دامنه هاي جنوبي بينالود و در منطقه نيشابور هيچ گونه بند تاريخي مهمي ديده نمي شود و تنها بندهاي منحرف كننده در مسير رودخانه براي تامين آب مورد نياز باغ ها و زمين هاي كشاورزي اطراف احداث مي شده است كه هنوز اين گونه بندهاي ساده وجود دارد.

3- مطالعات ايجاد سد بار

           اولين دور مطالعات ايجاد سد بر روي رودخانه بار در سال 1335 شمسي (1956 ميلادي) توسط يك شركت فرانسوي (C.F.E) صورت گرفت. اين گروه كارشناسي بر اساس اطلاعات موجود آن زمان كه شامل اطلاعات آب سنجي سه ساله (1330 - 1331 و 1332) و مطالعات اوليه زمين شناسي و نقشه برداري خودشان بود، پيشنهاد ايجاد يك سد در تنگه هاي كوهستاني و سنگي مسير رود در حد فاصل روستاي اريه و شهر بار را ارايه كرد. سد مورد نظر فرانسويان، با پايه هاي جسيم و فوق العاده گران قيمت پيشنهاد شد. (در N َ28 – 36 و E43 – 58ْ  و در ارتفاع 1700 متري از سطح دريا) اطلاعات هيدرولوژي آنان بسيار كم بود زيرا ايستگاه آب سنجي اريه در سال 1329 ايجاد شده بود و اطلاعات سه ساله اي كه آن ها استفاده كرده بودند نمي توانست براي احداث يك سد كافي باشد. به علاوه اطلاعاتي كه آنان از زمين شناسي محل احداث سد داشتند ناقص بوده، زيرا اطلاعات كسب شده بعدي نشان مي دهد كه جنس سنگ هاي موجود در تنگه هاي روستاي اريه، نمي تواند هسته نفوذ ناپذير براي يك سد باشند و بعلاوه فشارهاي وارده از سنگيني درياچه پشت سد پيشنهادي مي توانست سبب شكستگي و شكاف در تخته سنگ ها شود.

سد پيشنهادي اين گروه اروپايي، 5/56 متر ارتفاع داشته كه توانايي ذخيره 26 ميليون مترمكعب آب را داشته كه با مقدار معقول آب سالانه رودخانه كه در آن زمان محاسبه شده بود متناسب است. البته در اين مكان فقط رودخانه بار جاري است و رود طاغان چندين كيلومتر پايين تر به رودخانه بار مي پيوندد.

پس از اطلاعات فرانسويان و ارائه گزارش آن، تا سال 1351 پروژه احداث سه بار مسكوت ماند، در اين زمان با توجه به بهبود وضعيت اقتصادي كشور و با توجه به   فروش نفت با قيمت بالا و اتخاذ سياست سد سازي در مناطق مختلف كشور، بار ديگر ساخت سد بر روي رودخانه بار مطرح شد. اين بار گروه مهندسين مشاور ست كوپ مسئول طرح مطالعاتي شد، اين گروه بر اساس يافته هاي خود و مطالعات پايه شركت فرانسوي، احداث سد در محل تنگه هاي كوهستاني بين اريه و بار را داراي توجيه اقتصادي ندانست و جالب آن كه بيشتر به بررسي و نقد اطلاعات شركت فرانسوي پرداخت. آنان به دليل افزايش قيمت ها و گران شدن مصالح (16 سال پس از مطالعات فرانسويان) و نيز اعلام اينكه ايجاد سد بر ذخاير آب زيرزميني پايين دست، تاثير منفي مي گذارد، و همچنين نبود وسايل مورد نظر براي ساختمان سد در نزديكي محل احداث و نبود راه ارتباطي و دسترسي مناسب، احداث سدبار را منتفي اعلام كردند. چند سال بعد در سال هاي 57-1356 كه برنامه جامع آب كشور در حال تهيه بود، سد بار به عنوان يك پروژه مطالعاتي مربوط به ذخيره آب و آب رساني در استان خراسان در نظر گرفته شد.

اين بار به دعوت وزارت نيرو، يك شركت بلغاري به نام اگروكمپكت مطالعات مرحله اول ساخت سد و شبكه آبياري آن را از سال 1356 تا 1359 به انجام رساند. اگر چه مدتي پس از شروع مطالعات انقلاب اسلامي به وقوع پيوست؛ اين گروه محل سد بار را با توجه به آبدهي خوب رود طاغان، مكاني پيشنهاد كرد كه آب اين رود نيز به رودخانه بار اضافه مي گرديد.

از آنجا كه ايستگاه آب سنجي طاغان در سال 1348 احداث شده بود و دستكم ده سال اطلاعات آب سنجي اين رود در اختيار شركت بلغاري بود، آنان محلي واقع در بين روستاهاي چهارباغ و خانلق (مزرعه منصور آباد) را براي احداث سد پيشنهاد كردند كه اين محل نيز حالت كوهستاني و داراي تنگه هايي بود. (البته اين تنگه ها بازتر از تنگه هاي اريه هستند). در اين مكان آب هر دو رودخانه، مي توانست يك درياچه بزرگ با ذخيره آبي مناسبي را بوجود آورد، ولي روستاي چهارباغ و باغات و اراضي كشاورزي آن به طور كامل به زير آب مخزن مي رفت.

با وضعيت نا به سامان كشور در اوايل انقلاب و شروع جنگ تحميلي، مرحله دوم طرح مطالعاتي سد بار پس از چند سال توقف، در چهار چوب قرار داد طرح سدهاي شش گانه خراسان (سد شهيد يعقوبي تربت حيدريه- سد طرق، سد كارده و ...) در سال 1363 و پس از امضاي قرار داد بين شركت سهامي آب منطقه اي خراسان و شركت عمران زمين و توسعه منابع آب، به مهندسين مشاور مهاب قدس واگذار گرديد. مطالعات اين مرحله با هدف تنظيم آب رودخانه بار و توسعه كشاورزي و آبياري قسمتي از دشت شهرستان نيشابور و منطقه تحت جلگه به مساحت 3300 هكتار صورت گرفت. اين مطالعات پس از مدت زمان طولاني در سال 1368 به اتمام رسيد.

اين شركت نيز محل احداث سد را مانند شركت بلغارستان، بين روستاهاي چهارباغ و خانلق (در N َ24 – 36 و E  38َ – 58 و در ارتفاع 1400 متري از سطح دريا) پيشنهاد كرد.

پس از آن تا سال 1376 احداث سد بار با آنكه چند دور مطالعات مقدماتي و فازهاي گوناگون را طي كرده بود مسكوت ماند كه شايد از دلايل عمده آن ورود كشور به دوران بازسازي پس از جنگ و نيز شكل گيري مشكل به زير آب رفتن روستاي چهارباغ و آزادسازي منازل مسكوني، باغات و زمينهاي كشاورزي بود كه به افزايش هزينه هاي ساخت سد مي افزود. (هزینه ساخت حدود ۶۲ میلیارد تومان در آن زمان برآورد شده بود.) پس از افتتاح سد شهيد يعقوبي در سال 1375  تربت حيدريه بر روي كال سالار كه طرح مطالعاتي آن بسيار ديرتر از سد بار شروع شده بود و دستور رئيس جمهوري وقت (آقاي هاشمي رفسنجاني) مبني بر شروع عمليات سد بار از محل وام تخصيصي به سد شهيد يعقوبي(مبلغی حدود 800 میلیون تومان از حساب 210)، باز نگري در مطالعات مرحله دوم (مطالعات شركت مهاب قدس) شروع شد. اين مرتبه، توسط شركت سهامي آب خراسان انجام بازنگري و نظارت كارگاهي طرح سد بار، به شركت خدمات مهندسي مشاور طوس آب ابلاغ گرديد.

مهمترين كار اين شركت بازنگري در كار بري آب سد پيشنهادي بود. از آنجا كه كار احداث اولين و بزرگترين مجتمع فولاد شرق كشور در شمال غرب شهر نيشابور شروع شده بود و اين مجتمع نياز به آب فراواني  داشت، آب سد به اين ترتيب تقسيم بندي شد: نياز كشاورزي (در حد تامين حقابه هاي موجود به حجم 9/4 ميليون مترمكعب) نياز صنعت فولاد خراسان ( به حجم 5/11 ميليو متر مكعب) و آب شرب شهر نيشابور ( به حجم 17 ميليون مترمكعب پيش بيني سال 1405).

طوس آب نيز محل احداث سد را مانند دو دور مطالعات قبلي بين روستاهاي چهارباغ و خانلق ،حجم كل درياچه پشت سد را 59 ميليون مترمكعب ،ارتفاع سد را 60 متر و طول تاج را 810 متر و نوع سد را  نيز خاكي سنگريزه اي با هسته رسي در نظر گرفت. سال افتتاح سد هم سال 1380 تعيين شد.

با آنكه مطالعات بازنگري كه به نوعي مطالعات نهايي طرح محسوب مي شد، انجام گرفت، اما در سال هاي 78 و 77 رديف بودجه اي براي آن در نظر گرفته نشد و احداث آن به تصويب دولت نرسيد. گويا تغيير دولت و چند امر ديگر در اين مسئله موثر بود:

1- هزينه بالاي سد كه در سال 79 حدود 62 ميليارد تومان برآورد شد. 2- به زير آب رفتن روستاي چهارباغ و بالا بودن هزينه آزادسازي زمين هاي اين روستا 3- تاثير منفي ايجاد سد شهيد يعقوبي تربت حیدریه بر منابع آب زيرزميني پايين دست خود.

اين عوامل سبب شد تا مدتي پروژه سد بار به تاخير بيفتد. از سال 1379 شركت سهامي آب منطقه اي خراسان ،شركت مهندسين مشاور آب پوي را مامور اجراي مرحله سوم طرح مطالعات احداث سد بار نمود.

شرکت مهندسین مشاور آب پوی، طرح جدیدی مبنی بر ساخت سد در حاشیه مسیر رودخانه را پیشنهاد داد. بدین صورت که آب را جهت ورود به مخزن سد از حدود ۲ کیلومتر بالاتر منحرف می کنند و بدین ترتیب آب وارد مخزنی خواهد شد که در دو طرف طول آن دو رشته کوه به عنوان دیواره قرار دارد و دو دیواره دیگر را هم به صورت سدهای خاکی در دو قسمت دیواره اصلی و فرعی به صورت مصنوعی ایجاد می کنند. این طرح معایب طرح های گذشته را نداشته و علاوه بر هزینه به مراتب کمتر آن، موجب زیر آب رفتن هیچ روستایی نمی شد. ضمن آنکه بدین ترتیب تنها از مازاد آب دوران سیلاب رودخانه بار، حدود ۱۴ میلیون مترمکعب آب در سال جهت مصارف شهری ذخیره می شود که ۸ میلیون مترمکعب آن جهت مصرف آب شرب و ۶ میلیون مترمکعب هم جهت مصرف در صنعت فولاد از سمت دیواره اصلی به نیشابور منتقل می شود. آب باقیمانده در مخزن سد هم در صورت نیاز در مزارع کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.

سرریز این سد که از نوع نیلوفری با یک لوله ۱۰۰۰ فولادی می باشد، بر روی دیواره فرعی و در کنار رودخانه نصب شده است. سایر تاسیسات آبی و دریچه های سد بر روی دیواره اصلی نصب می شوند که هنوز به مرحله اجرا درنیامده است. در تمام طول سال دبی پایه رودخانه بار جریان دارد و تنها در سه ماه بهار که جریانهای سیلابی جاری می شوند، مازاد دبی که به صورت سیلاب است وارد دریاچه سد می شود.
از نکات جالب توجه در طراحی این سد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- هزینه کم عملیات خاکبرداری با توجه به تامین عمده نیاز خاکی دیواره سد از دریاچه آن می باشد.

۲- عمر زیاد این سد هم از نکات قابل توجه است. زیرا با توجه به عدم اجازه ورود رسوبات دانه درشت در ابتدای ورود بند انحرافی، حجم رسوبات ورودی علاوه بر دانه ریز بودن آنها به حدود ۳۹۰۰ متر مکهب در سال کاهش یافته است.
۳- و شاید تنها نکته منفی در ساخت این سد، عدم کارگزاری ابزارهای دقیق سنجشی به دلیل تامین نشدن به موقع از جانب کارفرما (آب منطقه ای خراسان) در حین ساخت دیواره فرعی بوده است که موجب می شود تا پس از اتمام کار مجبور شوند تا دیواره را از روی تاج سوراخ کرده و ابزار را در عمق تاج کار بگذارند که قطعا این کار دقت کافی را نخواهد داشت.

 پس از تعیین شرکت راه و ساختمان راهسر به عنوان پیمانکار ساخت از سال 1384کار اجرایی آن شروع شد. پس از مدتی شرکت پیمآب کار ساخت بدنه اصلی سد را شروع نمود و قرار است تا سال 1390 سد آرزو به واقعیت بپیوندد و پس از سال ها فراز و نشیب افتتاح گردد..

4- مشخصات فنی سد در حال ساخت

نام سد : سد بار

نوع سد : خاکی با هسته مرکزی رسی به همراه آب بند
اهداف ساخت سد : مهار سیلاب ، تامین قسمتی از آب شرب نیشابور ، تامین آب کشاورزی

محل احداث : شمال غربی شهر نیشابور ، اطراف روستای خانلق

مساحت حوضه آبریز سد : 5/284 کیلو متر مربع

محیط حوضه آبریز سد : 5/142 کیلو متر مربع

شیب متوسط حوزه : 61/2 %

طول آبراهه اصلی(رودخانه بار) : 9/32 کیلومتر

متوسط دبی سیل با دوره بازگشت دو ساله :2/27 مترمکعب بر ثانیه

متوسط دبی سیل با دوره بازگشت هزار ساله : 2/458 مترمکعب بر ثانیه

آب قابل تنظیم سالانه : 6/14 میلیون متر مکعب

عرض تاج سد : ۸ متر

عرض پاشنه سد : ۹۸ متر

طول تاج سد : ۱۷۳۰ متر

حداکثر ارتفاع از کف : 5/19 متر

حداکثر ارتفاع از پی : 5/27 متر

حجم رسوبات سالانه : ۳۹۰۰ متر مکعب

نوع سرریز : نیلوفری

حجم مخزن در تراز نرمال : 5/23 میلیون متر مکعب

ارتفاع نرمال از سطح دریا : ۱۳۴۸ متر

مشاور مطالعه و اجرای سد : شرکت مهندسین مشاور آب پوی

پیمانکار اولیه: شرکت راه وساختمان راهسر

پیمانکار فعلی: شرکت پیمآب

چند نکته

۱- در مرحله ساخت سدها باید دو ویژگی اصلی را مد نظر قرار بگیرد :
- مقاومت کامل سد در برابر نفوذپذیری

- مقاومت سد در برابر حجم زیاد آب پشت آن

۲- سدها را از لحاظ مواد سازنده می توان به سه دسته بتنی، خاکی و سنگریزه ای تقسیم کرد که سدهای بتنی با توجه به عدم نفوذ پذیری بتن، هسته مرکزی ندارند و به صورت عمده وزنی، قوسی و پایه دار ساخته می شوند. ولی در صورت وجود امکان نفوذ پذیری در سدهای خاکی و سنگریزه ای، هسته ای از خاک رس فشرده در مرکز آن قرار می دهند.

3- حجم آب پشت سد را می توان به سه قسمت عمده تقسیم کرد :
- حجم مرده - حجم نرمال - حجم حداکثر

 منظور از حجم مرده، آن مقدار آبی است که در ابتدای بهره برداری و آبگیری سد وارد آن می شود و با توجه به کیفیت پایین آن حتی اگر در پایین ترین نقطه دیواره سد کانال برای خروج آن وجود داشته باشد،استحصال نمی شود. حجم بعدی تا ارتفاع سرریز را حجم نرمال گویند که برداشت اصلی مصارف مورد نظر از آن صورت می گیرد و پس از آن از سرریز تا لبه تاج سد را حجم حداکثر گویند که برای مهار جریانهای متلاطم سیلابی با توجه به حداکثر میزان سیلی که در آن منطقه ممکن است رخ دهد، طراحی می شود.

۴- با توجه به هزینه بالای انتقال خاک یا سنگ جهت ساخت سدهای خاکی و سنگریزه ای در مناطقی که این مواد در نزدیکی آنها موجود نمی باشد، ساخت سدهای بتنی با توجه به استحکام بیشتر آنها مقرون به صرفه تر است ولی در این سد ، با توجه به کوهستانی بودن اطراف منطقه و همچنین رسی بودن خاک بستر دریاچه سد، براحتی از این دو عارضه طبیعی به عنوان منابع سنگ و خاک استفاده شده بود که هم موجب صرفه جویی در هزینه ها شده بود و هم موجب افزایش حجم آب دریاچه سد.

۵- سرریز این سد همانطور که در قسمت مشخصات فنی ذکر شد، از نوع نیلوفریست که در ارتفاعی پایین تر از تاج سد در پشت مخزن، در صورت بالا آمدن آب، آنرا از طریق کانالی از زیر بدنه سد، به پایین دست سد انتقال می دهد. سریز سدها در انواع مختلف با توجه به شرایط منطقه ای می تواند بر روی تاج آنها و یا در بالا دست در مسیری انحرافی طراحی شده باشد.

۶- با توجه به تفاوت کیفیت آب در لایه های مختلف پشت سد، معمولا از دریچه لایه بالایی برای کشاورزی و از دریچه لایه میانی برای مصرف آب شرب استفاده  می کنند.

+ نوشته شده توسط محمد تاجیک در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت 14:40 |

                       مقدمه اي بر جغرافياي بخش تحت جلگه

 

1- موقعيت جغرافيايي

تحت جلگه يکي از بخشهاي ششگانه تشکيل دهنده شهرستان نيشابور، در نيمه شمالي استان خراسان واقع است. اين بخش از شمال شرقي به شهرستانهاي قوچان و چناران ، از شمال به بخش سرولايت نيشابور، از غرب به شهرستان سبزوار، از جنوب به بخش ميان جلگه نيشابور و از شرق به بخش مرکزي نيشابور محدود مي گردد.

اين بخش بين 36 درجه و 3 دقيقه تا 36 درجه و 41 دقيقه عرض شمالي و 58 درجه و 9 دقيقه تا 58 درجه و 53 دقيقه طول شرقي گسترش يافته است.

مرکز اين منطقه شهر فيروزه( بزغان) است که در 20 کيلومتري شمال غرب شهر نيشابور و 140 کيلومتري غرب شهر مشهد- مرکز استان- و 115 کيلومتري جنوب شهر قوچان و 95 کيلومتري شرق شهر سبزوار واقع است. اين شهر از سطح دريا 1200 متر ارتفاع دارد.

منطقه تحت جلگه بر طبق آخرين تقسيمات کشوري در سال 1382 داراي 2500 کيلومتر مربع وسعت است که حدود 30% مساحت شهرستان نيشابور( 8953 کيلومتر مربع) را تشکيل مي دهد.

 

2- جغرافياي طبيعي

به طور کلي منطقه از نظر توپوگرافي(ناهمواريها) و ژئومورفولوژيکي ( شکلهاي سطح زمين) به دو قسمت کوهستاني و مرتفع و قسمت هموار و دشت تقسيم مي شود.

کوههاي بينالود در جهت شمال غربي به جنوب شرقي، قسمتهاي شمالي و شمال شرقي بخش تحت جلگه را در بر مي گرد که خط الرأس اين کوهها مرز منطقه با شهرستانهاي قوچان و چناران است. قله بينالود- بام خراسان و بلندترين قله استان- با ارتفاع 3211 متر، در منتهي اليه مرز مشترک بخش تحت جلگه و بخش مرکزي نيشابور مي باشد.

در اين کوهها به علت بارندگي بيشتر و وجود چشمه هاي متعدد، رودخانه هايي با دره هايي عميق وجود دارند، ولي به علت شيب زياد، با شتاب جريان يافته و سريع تخليه مي شوند بطوري که بيشتر آنها قبل از رسيدن به منطقه مياني دشت در همان دره ها و پايکوهها مورد استفاده قرار مي گيرند و در برخي ايام سال قسمتي از اراضي مياني دشت را مشروب مي سازند. مهمترين اين رودخانه ها درمحدودة تحت جلگه عبارتند از: بار، طاغان، بقيع و اندراب( ماروسک). در غرب اين منطقه کوههاي طاغنکوه قرار دارند که بلندترين نقطه آن به 2000 متر مي رسد و قسمتي از مرز با شهرستان سبزوار را تشکيل مي دهند. تأثير اين کوهها بر منطقه از نظر اقليمي نسبت به کوههاي بينالود کمتر است.

قسمت بين کوههاي بينالود و طاغنکوه بصورت هموار با شيب ملايم به سمت رود فصلي کالشور در ميانه دشت نيشابور، ناحيه هموار و دشتي بخش تحت جلگه را تشکيل مي دهند که داراي خاکهاي حاصلخيز و مساعدي براي کشاورزي است.

تأثير وضعيت مورفولوژيکي منطقه بر روي استقرار سکونتگاهها به گونه اي است که در قسمت کوهستاني و دامنه اي روستاهاي معدود، با فاصله و جمعيت نسبتاً زياد و برخورداري از آب چشمه و رودخانه استقرار يافته و باغداري در آنها رواج دارد. برعکس در پهنه وسيع دشت روستاهاي متعدد با برخورداري از آب چاه و زراعت آبي محصولات يکساله استقرار يافته اند.

پست ترين نقطه در بخش تحت جلگه در جنوب روستاي رهن کاريز مي باشد که از سطح دريا 1100 متر ارتفاع دارد که 2100 متر پايين تر از بلندترين نقطه- بينالود – واقع است.

از نظر آب و هواي اين منطقه داراي آب و هواي سرد کوهستاني در ارتفعاعت شمالي و معتدل کوهستاني در ساير قسمتها مي باشد. متوسط دماي هوا در ايستگاه هواشناسي بار حدود 13 درجه سانتي گراد است.

بطور کلي دماي هوا از شمال به جنوب منطقه بطور محسوسي افزايش مي يابد.

متوسط بارش منطقه حدود 300 ميليمتر است که از 450 ميليمتر در ارتفاعات بينالود تا 220 ميليمتر در جنوب بخش تحت جلگه متغيير است.

در اين منطقه با توجه به همجواري دشت و کوهستان وتفاوت آب و هوايي بين آنها، بادهاي محلي فراواني مي وزد که مهمترين آنها از سمت جنوب شرق باد ديزباد مي باشد که در سمت جنوب بخش شديدتر است و از غرب و شمال غرب باد قوچان که نسبتاً خنک و مرطوب است  منطقه را تحت تأثير قرار مي دهند.

منابع آب منطقه از دو بخش زيرزميني و سطحي تأمين مي شود.

رودخانه بار با متوسط 3/28 ميليون متر مکعب آبدهي سالانه، رودخانه اندراب با متوسط 9/26 ، طاغان با 9/17 و بقيع با 16 ميليون متر مکعب، مهمترين منابع آب سطحي منطقه محسوب مي شوند. علاوه بر تأثير اين رودخانه ها در اقتصاد مردم منطقه کوهستاني و تأمين آب مزارع و باغات آنان، منابع آب زيرزميني دشت نيز به شدت تحت تأثير آب هاي سطحي قرار دارند، بطوري که در سالهايي که آب رودخانه ها به پايين دست نمي رسد چاهها و قنوات دشت با کمبود آب مواجه مي شوند.

احداث سد بر روي رودخانه هاي بار و اندراب از سالها پيش مورد نظر مسوولين کشور بوده است که درحال حاضر احداث سد اندراب با توجه به تأثير زياد اين رود بر روي منابع آب زيرزميني پايين دست و عدم توجيه اقتصادي آن، بطور کلي منتفي شده است.

سد بار که براي اولين بار توسط فرانسويان در سال 1335 و سپس توسط کارشناسان ايراني و بلغارستاني مورد مطالعه قرار گرفت تا انقلاب اسلامي به مرحله اجرايي نرسيد. پس از انقلاب نيز در دو مرحله، کارشناسي اين سد صورت گرفته اما باز هم به مرحله اجرا نرسيد، و در آخرين سفر وزير نيرو در آبانماه 1382 به شهرستان نيشابور باز هم ادامه کارهاي مقدماتي و شناسايي درباره اين سد خواسته شده است. آب سد بار علاوه بر تأمين آب کشاورزي منطقه مهمترين تأمين کننده آب مورد نياز مجتمع فولاد خراسان در فاز سوم اين طرح ملي، پيش بيني شده است.

آب هاي زيرزميني منطقه از طريق قنات، چشمه و چاههاي عميق و نيمه عميق مورد بهره برداري قرار مي گيرد که براي تأمين آب مورد نياز آشاميدن، کشاورزي و صنعت بخش تحت جلگه استفاده مي شوند. به دليل استفاده زياد و حفر چاههاي فراوان و عدم رعايت حريم منابع آب، تعداد زيادي از قنوات منطقه خشک شده و بعنوان بخشي از دشت نيشابور، منطقه ممنوعه محسوب مي گردد و حفر چاه جديد غيرقانوني است. کيفيت آب نيز از شمال به جنوب تغيير ميکند و در حالي که در دامنه هاي شمالي آب شيرين است در قسمتهاي جنوبي املاح آب زيادتر است و از کيفيت مناسبي برخوردار نيست.

پوشش گياهي منطقه هم تحت تأثير اقليم و بويژه بارش قرار دارد که در بخشهاي شمالي و کوهستاني شرايط مناسبتري دارند و باعث گسترش فعاليتهاي دامداري در اين قسمت شده اند. براي حفظ پوشش گياهي و جانوري در شمال بخش تحت جلگه و در دهستان بينالود توسط سازمان حفاظت محيط زيست منطقه حفاظت شده حيدري ايجاد شده که با حدود 30 هزار هکتار وسعت داراي پوشش گياهي مناسب و گونه هاي جانوري مثل پلنگ، قوچ و ميش کوهي و انواع پرندگان شکاري و غير شکاري مي باشد.

 

 

جغرافياي انساني

1- تقسيمات سياسي و وجه تسميه

اگر چه در مورد علت نامگذاري اين بخش به تحت جلگه منبع اطلاعاتي خاصي وجود ندارد، اما نگارنده بر اساس تاريخچه تقسيمات سياسي منطقه، وجه تسميه آنرا ارايه کرده است که پس از تقسيمات سياسي خواهدبود و مي تواند جاي بحث داشته باشد و نگارنده از نظرات خوانندگان محترم استقبال مي نمايد.

در سال 1285 هجري شمسي، خراسان بعنوان يکي از ايالات چهارگانه ايران شناخته شد و نيشابور بعنوان يکي از ولايات ( شهرستانهاي) هجده گانه اين ايالت قرار گرفت و خود شامل 12 بلوک( دهستان) بود که يکي از آنها بلوکي بنام تحت جلگه ماروس بوده است. اين بلوک در سال 1316 با اجراي تقسيمات سياسي نوين يکي از دهستانهاي بخش حومه و فديشه شهرستان نيشابور گرديد و در سال 1339 مرکز اين دهستان به مرکز بخش تبديل گرديد و دهستانهاي عشق آباد، تحت جلگه وطاغنکوه تشکيل دهنده بخش تحت جلگه شدند و تا سال 1366 اين تقسيمات بدون تغيير باقي ماند.

در اين سال با تغييراتي در تقسيمات سياسي و ايجاد دهستان غزالي در قسمتي از دهستان عشق آباد و جدايي اين دو دهستان از بخش تحت جلگه، بخش ميان جلگه در جنوب شهرستان نيشابور ايجاد شد. در بخش تحت جلگه نيز تغييراتي صورت گرفت و قسمتي از بخش سرولايت با نام دهستان فيروزه از آن جدا شد و جزيي از بخش تحت جلگه گرديد.

در سال 1382 نيز در حالي که بخش تحت جلگه داراي سه دهستان بود، بيشتر روستاهاي دهستان بينالود از بخش سرولايت نيز جدا شده و به بخش تحت جلگه پيوستند. روستاهاي باقي مانده اين دهستان، دهستان برزنون را تشکيل داده و در بخش سرولايت باقي ماندند.

در حال حاضر( زمستان 1382) بخش تحت جلگه از چهار دهستان به شرح ذيل تشکيل شده است:

1- تحت جلگه به مرکزيت شهر فيروزه و 35 پارچه آبادي و حدود 5/427 کيلومتر مربع وسعت .

2- طاغنکوه به مرکزيت روستاي همت آباد شهرکهنه و 41 پارچه آبادي و 4/1004 کيلومتر مربع  وسعت

3- فيروزه به مرکزيت روستاي قاليباف سفلي و 27 پارچه آبادي و 470 کيلومتر مربع وسعت.

4- بينالود به مرکزيت روستاي کلاته محمد جان و 35 پارچه آبادي و حدود 600 کيلومتر مربع وسعت.

با توجه به شرايط مناسب منطقه تحت جلگه، مطالعات براي تبديل اين بخش به شهرستان شروع شده که به احتمال زياد در سالهاي آتي اين امر محقق مي شود.

اما با توجه به مطالب فوق درمورد وجه تسميه به اين نتيجه مي رسيم که جلگه ماروس( ماروسک)- که هنوز هم اين نام به قسمت وسيعي از زمينهاي اطراف رودخانه ماروس که هموار و حاصلخيز و در دهستان بينالود است اطلاق مي شود- در بالا دست دهستان تحت جلگه قرار داشته است و زماني که اين دهستان( بلوک) در سال 1285 ايجاد شده است، چون در پايين دست جلگه معروف ماروس قرار داشته، نام آنرا دهستان تحت جلگة ماروس گذاشته اند، يعني منطقه اي که در پايين(تحت) و زير دست اراضي جلگه ماروس مي باشد که به مرور زمان و با تغيير در تقسيمات سياسي، از آنجا که اين جلگه در بخش سرولايت قرار گرفت و تحت جلگه هم به بخش تبديل شد، کلمه ماروس حذف شده و فقط تحت جلگه باقي مانده و با اين نام معروف شده و اين نام جنبه تاريخي و طولاني نداشته و نمي توان درکتب تاريخي از اين نام سراغي گرفت.

در ضمن در لهجه نيشابوري، جلگه به جاي هموار و وسيع که داراي اراضي حاصلخيز است گفته مي شود ولي در جغرافيا به چنين جايي دشت گفته مي شود و جلگه ماروس در واقع بخشي از دشت نيشابور است.

 

2- جمعيت

بخش تحت جلگه- بدون دهستان بينالود- در سال 1375 که آخرين سرشماري عمومي نفوس و مسکن ايران صورت گرفت، 55955 نفر جمعيت داشته است و باالحاق دهستان بينالود و بر اساس آمار سال فوق اين ميزان به 65985 نفر رسيده است که با توجه به رشد 2/1 % ( متوسط رشد جمعيت کشور) جمعيت اين بخش در سال 1382 قريب 73 هزار نفر برآورد مي گردد که از اين ميزان حدود شش هزار نفر ساکن تنها نقطه شهري منطقه( شهر فيروزه) و بقيه در 136 آبادي داراي سکنه، ساکن مي باشند. که در بين اين آباديها، روستاهاي بار(4400 نفر)، گرماب(3950 نفر)، سرچاه( 2450 نفر)، معدن(1600 نفر)، همت آبادشهر کهنه(1600 نفر)، شورگشت(2150 نفر)، سليماني( 2100نفر)، مرزان(1700 نفر)، همت آباد زماني(1500 نفر) مهمترين و بزرگترين روستاها مي باشند.

نسبت جنسي در بخش تحت جلگه حدود 93 نفر است يعني در برابر هر يکصد نفر زن 93 نفر مرد وجود دارد که نشانگر مهاجرت بيشتر مردان از منطقه براي کار در شهرهاي اطراف است.

بر اساس امار سال 1375، حدود 43% جمعيت بخش زير 15 سال سن داشته اند که نشانگر جواني جمعيت در اين منطقه است و نياز به برنامه ريزي و توجه به نيازهاي اين گروه جمعيتي به خوبي احساس مي شود.

در همين سال حدود 80% مردم بالاي 6 سال منطقه با سواد بوده اند که نسبت به متوسط شهرستان و استان در حد مناسب و قابل قبول است. در اين امر گسترش خدمات آموزشي و مستقل شدن آموزش و پرورش منطقه و فعاليتهاي نهضت سوادآموزي، نقش به سزايي داشته اند.

بطور متوسط در هر کيلومتر مربع از خاک اين منطقه 29 نفر زندگي مي کنند که اين ميزان در دهستان تحت جلگه تا 34 نفر افزايش پيدا مي کند که نشانگر تراکم بالاي اين دهستان و شرايط مناسبتر آن براي جذب جمعيت و توسعه است.

در سال 1375، دهستان تحت جلگه 18431 نفر ، دهستان طاغنکوه 27363 نفر، دهستان فيروزه 10161 نفر و دهستان بينالود- با توجه به مرزهاي فعلي که در بخش تحت جلگه قرار دارد- 10030 نفر جمعيت داشته اند. طاغنکوه اگر چه پرجمعيت ترين دهستان اين بخش است ولي چون وسعت آن بيشتر از دهستان تحت جلگه است تراکم جمعيت آن حدود 27 نفر بوده و از تراکم تحت جلگه کمتر است.

مهاجرت از روستاهاي اين بخش به نقاط شهري بويژه شهر نيشابور- مهمترين شهر منطقه- و شهرهاي مشهد، تهران و کرج زياد بوده بطوري که نسبت جنسي در اين بخش به نفع زنان است و از سوي ديگر بيشتر روستاهاي منطقه بويژه روستاهايي که از مرکز بخش و مرکز شهرستان دورتراند، مهاجر فرست هستند و با کاهش جمعيت مواجه مي باشند. روستاهايي مثل شورگشت، شورياب، فرخار، بتو، بزقوچان، سرچاه، بقيع، شوراب، برکشاهي و ... در دهه 75-1365 با چنين وضعيتي روبرو بوده اند که اکنون نيز اين روند ادامه دارد.

در اين زمينه توجه به روستاها و گسترش خدمات رفاهي مانند آبرساني، خدمات مخابراتي و گازرساني، توجه به فعاليتهاي زراعي و دامپروري و فراهم نمودن تسهيلات لازم براي کشاورزان و خريد تضميني محصولات توسط دولت، مي تواند مانع مهمي براي جلوگيري ازمهاجرت روستاييان و تخليه روستاها باشد. در سال 1375 در بخش تحت جلگه دهها آبادي خالي از سکنه وجود داشته است که قابل توجه است.

مردم منطقه تحت جلگه به زبان فارسي و لهجه نيشابوري سخن مي گويند. ساکنان تعدادي از روستاها در دهستان هاي بينالود و طاغنکوه علاوه بر فارسي به زبان هاي ترکي نيشابوري  و کردي (کرمانجي خراساني) صحبت مي نمايند.

 

آموزش و پرورش منطقه

تعليم و تربيت نوين در بخش تحت جلگه امروزي از سال 1310 با ايجاد دبستان عسجدي در روستاي معدن آغاز گرديد و بعد از آن به تدريج در مقاطع مختلف در روستاهاي منطقه گسترش يافت. در سال1372 نمايندگي آموزش و پرورش منطقه که زير نظر اداره نيشابور بود به سطح اداره ارتقا يافته و مستقل گرديد. اين اداره از مهر ماه 1373 رسماً فعاليتهاي آموزشي خود را شروع کرد و اکنون که حدود 10 سال از فعاليت اين اداره مي گذرد حدود 178 واحد آموزشي با حدود 814 کلاس درس درمنطقه فعال مي باشند.

در سال تحصيلي 83-1382، تعداد 8 مرکز پيش دانشگاهي ( 5 مرکز روزانه و 3 مرکز بزرگسالان بصورت ضميمه دبيرستانها)، 27 دبيرستان و هنرستان( بصورت ضميمه يا مستقل)، 31 مدرسه راهنمايي ( بصورت ضميمه يا مستقل) و 112 دبستان مشغول به فعاليت مي باشند.

در همين سال حدود پانزده هزار نفر(14978) دانش آموز در منطقه مشغول به تحصيل مي باشند و امر آموزش توسط 1061 معلم و دبير رسمي و حق التدريسي انجام مي گيرد. 44 نفر نيز در کار ادارة آموزش و پرورش منطقه به فعاليت مشغول مي باشند.

 

مقاطع

تعداد دانش آموز

تعداد کلاس

نسبت  دانش آموز به کلاس

تعداد همکاران

نسبت دانش آموز به معلم

ابتدايي

7406

430

22/17

503

7/14

راهنمايي

4859

257

9/18

339

3/14

متوسطه نظري

 و کار و دانش

2460

113

7/21

 

 

219

 

 

4/12

پيش دانشگاهي

253

14

1/18

 

                محمد تاجیک ـ دبیر جغرافیا منطقه تحت جلگه ـ آبان۱۳۸۲

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد تاجیک در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 10:36 |

محمد تاجيك دبير جغرافياي منطقه تحت جلگه

باد ديز باد ، قطب آينده انرژي در خراسان رضوي

باد محلي ديزباد از جمله بادهاي مهم در استان خراسان رضوي است كه در قسمتهايي از شهرستانهاي نيشابور و مشهد مي وزد و با توجه به شرايط مناسبي كه دارا مي باشد ، يك باد اقتصادي محسوب مي گردد . اين باد با گسترش تفكر استفاده از انرژي هاي نو در سطح جهان و كشور بعنوان كانون تامين انرژي آينده منطقه مد نظر قرار گرفته است .

نگارنده در اين مقاله كوتاه كه بيشتر آن را از پايان نامه كارشناسي ارشد خود استخراج كرده ؛ قصد دارد تا همكاران گرامي بصورت كوتاه از وضعيت اين باد و شرايط آن براي توليد انرژي آماده شوند . اميد است مورد توجه قرار گرفته و نگارنده را از خطاهاي احتمالي ، آگاه نموده تا ضمن تبادل علمي ، شناخت بيشتر و بهتري نسبت به يكي از پديده هاي جغرافيايي منطقه خود پيدا نماييم .

1- موقعيت جغرافيايي منطقه وزش باد

اين منطقه در جنوب شرقي و جنوب شهرستان نيشابور در جنوب ارتفاعات بينالود واقع شده است و به لحاظ مختصات جغرافيايي بين درجه 35 و 55 دقيقه تا 36 درجه و 10 دقيقه عرض شمالي و درجه 58 و 54 دقيقه تا 59 درجه و 26 دقيقه طول شرقي محدود مي باشد . از نظر آب و هوايي جزو مناطق نيمه بياباني است . ارتفاع متوسط اين منطقه از سطح دريا تقريباً 1300متر مي باشد كه از شرق به غرب بين 1455 تا 1150 متر اختلاف ارتفاع را نشان مي دهد . شرايط توپولوژي منطقه و همجواري آن با رشته كوههاي بينالود در راستاي شرق به غرب در سمت شمال و ارتفاعات منطقه فريمان و تربت حيدريه در جنوب ، يك دالان طبيعي باد تحت تاثير اختلاف فشار هوا را ايجاد نموده است . اين دالان از حوالي روستاي امام تقي ( بخش احمد آباد مشهد ) شروع مي شود ، در گستره تقريبي خود از جنوب شهرستان هاي نيشابور و سبزوار عبور كرده و به كوير مي پيوندد. اين باد علاوه بر دشت ديز باد ( كه قسمتي از دشت نيشابور است)، بخش هاي زبرخان ، مركزي ، تحت جلگه، ميان جلگه و طاغنكوه نيشابور را تحت تاثير قرار مي دهد . البته در نواحي كوهپايه اي و كوهستاني شمال و جنوب شهرستان نيشابور اين باد سرعت چنداني پيدا نمي كند .

2- ويژگيهاي باد

باد محلي ديزباد يا تيز باد با جهت شرقيغربي مي وزد و اثرات فرسايشي آن در جنوب دشت نيشابور و تمايل درختان كوچك و بزرگ به سمت غرب نشان از قدمت اين باد دارد .

باد ديز باد داراي دو نوع نوسان عمده است : 1- نوسان فصلي 2- نوسان روزانه

1- نوسانات فصلي : سرعت باد در حوالي نيمه شب كم شده و تا اوايل صبح ادامه دارد و در نيم روز سرعت باد به بيشترين مقدار خود مي رسد .

عرض متوسط دالان باد حدود هفت كيلومتر است كه در ناحيه دهانه آن ( اطراف روستاهاي امام تقي و حسين آباد رازان ) به حدود چهار كيلومتر مي رسد . گستره طولي و قابل استفاده آن در راستاي شرق به غرب به بيش از 50 كيلومتر مي رسد ( يعني تا نواحي جنوب غربي نيشابور ) . اين باد در طول سال تغيير جهت ناچيزي دارد. باد ديز باد حدود هشت تا نه متر در ثانيه سرعت دارد و تداوم وزش آن بيش از

ساعات سال مي باشد . در سطح جهان بادي اقتصادي تلقي مي شود كه حدود 6 متر در ثانيه سرعت داشته و در، دوسوم ايام سال جريان داشته و جهت نسبتاً ثابت داشته باشد . با توجه به اينكه انرژي و قدرت توليدي باد با توان سوم سرعت مناسب است(1) و سرعت باد ديزباد زياد است ، مسلماً توليد انرژي

بسيار بالا خواهد بود . پس مي توان اين نتيجه را گرفت كه اين باد كاملاً اقتصادي است . ( بازده توربين هاي بادي به شدت و سرعت باد بستگي دارد )

3- مزايا و معايب باد

مهمترين مزيت اين باد مناسب بودن آن براي توليد انرژي برق است . همچنين در تابستان تا حدود زيادي به تعديل و لطافت هوا در مناطق مياني و شمالي دشت نيشابور كمك مي كند . اين امر را در برخي روزهاي تابستان كه باد نمي وزد مي توان در مناطق روستايي ديد كه گرما مردم را كلافه مي نمايد .

همچنين در گذشته براي جدا كردن كاه از دانه در خرمنهاي گندم وجو و ... در كشاورزي سنتي استفاده مي شده كه هنوز هم كم و بيش كاربرد دارد .

اما از معايب آن : 1- تبخير شديد ، كه مهمترين عيب اين باد است و رطوبت سطحي زمين را به سرعت از بين مي برد و براي محصولات كشاورزي آفت محسوب مي گردد . 2- آسيب رساني به محصولات زراعي و باغي از طريق شكسته شدن ساقه محصولاتي مانند گندم و جو ، ريختن ميوه ها و شكسته شدن شاخه درختان مثمر و غير مثمر و وارد شدن خسارات به تاسيسات ( قطع برق ، تلفن ، سقف و ديوار منازل روستايي و... )

3- ايجاد گرد و غبار ( آلودگي طبيعي هوا ) بويژه در اطراف كال شور و بخش هاي جنوبي دشت نيشابور كه باعث بوجود آمدن برخي بيماريهاي چشمي ، پوستي و تنفسي در روستاهاي اين قسمت مي گردد .

4- حركت روان و فرسايش خاك كه بويژه در بخش ميان جلگه و جنوب بخش زبرخان به خوبي ديده مي شود .

4- طرح مطالعاتي نيروگاه بادي دشت ديز باد

بشر از ديرباز به طور سنتي از انرژيهاي تجديد پذير استفاده كرده است . آسياب هاي بادي قديمي در ايران و ساير كشورهاي بادخيز و به خصوص معماري سنتي ايران خود حكايت از بكارگيري انرژيهاي تجديد پذير در زمان هاي گذشته مي نمايد . ( در 2200 سال قبل اولين آسياب بادي به نام ايرانيان در اختراعات جهان ثبت شد ) .

تحولات جهاني در زمينه توجه به حفظ محيط زيست و فناپذير بودن منابع انرژي فسيلي ، گرايش استفاده از انرژيهاي تجديد پذير را سرعت بخشيده است و روز به روز توجه بيشتري را به خود معطوف مي دارد . انجام كارهاي تحقيقاتي نمونه سازي و توليد انبوه در شرايط حاضر زمينه را براي توجه هر چه بيشتر و اقتصادي نمودن انرژيهاي تجديد پذير به خصوص در برخي از شاخه هاي آن از جمله انرژي باد فراهم نموده است . استفاده از باد براي توليد انرژي برق براي اولين بار در سال 1931 ميلادي توسط روسها در كناره درياي سياه و با استفاده از توربيني به قدرت KW 100 انجام گرفت و بعد از دوره اي تحول و پس از بحران انرژي 1973 ميلادي كار تحقيق و ساخت توربين هاي بادي با شتاب بيشتري ادامه يافت . طبق محاسبات انجام شده ، عامل انرژي باد در كره زمين به 1800 تراوات ( هر تراوات معادل 10 به توان 12 وات ) مي رسد . از اين مقدار حدود 10% خشكي و بقيه در سطح اقيانوسها پراكنده اند . اگر مصرف انرژي سكنه زمين را 10 تراوات به حساب بياوريم ، حدود 6/.% كل انرژي باد مي تواند جوابگوي احتياجات ساكنين كره زمين باشد .

امروزه كاربرد توربين هاي بادي مورد توجه جدي محافل علمي و صنعتي و اقتصادي قرار گرفته است به گونه اي كه ظرفيت نصب شده توربين هاي بادي جهان از 5500 مگاوات در اواسط سال 1996 در سپتامبر 1999 در 37 كشور جهان به اندكي بيش از 12310 مگاوات توليد رسيده است . ايران در اين ميان با 11 مگاوات توليد برق بادي مقام 26 دنيا را دارا مي باشد . ‌‌‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍

با توجه به وجود باد مناسب و اقتصادي در منطقه نيشابور از اوايل دهه 1370 شمسي ، توسط جهاد دانشگاهي مشهد و جهاد سازندگي خراسان پيشنهاد مطالعات ايجاد نيروگاه مطرح گرديد .

در ابتداي امر به دليل نبود ايستگاه هواشناسي در منطقه مورد مطالعه ( دشت ديزباد ) از اواخر سال 1374 كار مطالعاتي بادسنجي با نصب دستگاههاي ثبات دار توسط جهاد سازندگي در ارتفاع 20 متري از سطح زمين آغاز شد . اطلاعات ايستگاه بادسنجي حسين آباد رازان كه در سالهاي 75 و 76 جمع آوري شده بود ايجاد نيروگاه و مزرعه بادي2 در دشت ديزباد را از نظر اقتصادي توجيه كرد . و بعد از انجام مذاكره با يك شركت آلماني مجري طرحهاي نيروگاههاي بادي ، دو واحد نيروگاه بادي بصورت آزمايشي در منطقه احداث شد و ايجاد مزارع بادي ( 2 ) در برنامه آينده قرار گرفت . در طرح مطالعاتي پنج مزرعه بادي پيش بيني شده است كه عبارتند از :

مزرعه شماره يك در روستاي حسين آباد ، مزرعه شماره دو در نيم گره ، مزرعه شماره سه روستاي ديز باد سفلي مزرعه شماره چهار و پنج در جنوب غربي روستاي ديزباد بين روستاهاي نو بهار ، اسلام آباد

( چاه ده اينچي ) و ديزباد .

نيروگاههاي بادي مورد مطالعه مانند نيروگاههاي بادي منجيل در استان گيلان متصل به شبكه سراسري برق نيست ، بلكه يك تكنولوژي جديد در جهان است يعني مستقل از شبكه برق . اين نيروگاهها براي

  تامين برق چاههاي كشاورزي و روستاهاي كوهستاني بوجود آمده است و تكنولوژي آن همپايي كشور آلمانمخترع اين طرحپيش مي رود و در جهان پديده اي كاملاً جديد است .

وجود جاده اصلي مشهدتهران و راه آهن در دست ساخت مشهدبافق كه از ميانه دشت عبور مي نمايد ، پارامتر مثبتي براي نصب نيروگاههاي بادي در منطقه است . علاوه بر آن راههاي شوسه متعددي به منظور دسترسي به چاههاي كشاورزي دشت احداث گرديده است .

دشت ديزباد و دشت هاي همجوار آن به لحاظ كشاورزي و منابع آب زيرزميني از غناي بسيار مناسبي برخوردارند . به گونه اي كه فقط در 1000 كيلومتر مربع، تعداد 542 حلقه چاه كشاورزي وجود دارد كه فقط 26% آنها در حال حاضر( 1380 سال ) از طريق شبكه برق تغذيه مي شوند و بقيه از موتورهاي ديزلي كه برخي با فرسودگي ناشي از عمر زياد و عدم نگهداري صحيح ، مشكلات فراواني را براي كشاورزان فراهم آورده اند ، استفاده مي كنند . به طور متوسط مصرف روزانه هر موتور بين 500 تا 700 ليتر گازوييل و شش تا هفت ليتر روغن مي باشد ،كه در صورت برقي شدن اين چاه ها ( بويژه از طريق نيروگاهها بادي ) سالانه از سوخت صدها هزار ليتر گازوييل و روغن جلوگيري خواهد شد .

علاوه بر مصرف انرژي در روستاهاي منطقه ، طرح ايجاد شهر جديد بينالود با كاربري صنعتيمسكوني به وسعت پنج هزار هكتار و حدود 300 هزار نفر جمعيت ، بار قابل ملاحظه اي در منطقه ايجاد خواهد نمود كه ضرورت تدوين برنامه اي جامع براي تامين انرژي را حتمي مي نمايد و انرژي فراوان باد دشت ديزباد مي تواند كانالي مطمئن براي تامين برق و انرژي باشد .

بر اساس يك ميانگين و شكل خاص باد ، يك واحد توربين بادي kw 500 با ، بادي كه حدود هشت متر در ثانيه سرعت دارد مي تواند 1800 كيلو وات برق در سال توليد كند ، همين توربين در منطقه ديز باد با توجه به سرعت بالاي باد مي تواند 2000 كيلو وات برق توليد نمايد . و بر اساس يك پيش بيني باد ديزباد توان توليد سالانه 4320 مگاوات برق را دارد . لذا اين منطقه و نيروگاههاي بادي آينده آن قابليت اتصال به شبكه سراسري را دارند و غير از نيروگاههاي مستقل از شبكه كه فعلاً در طرح برنامه قرار دارند بايد نيروگاههاي بادي متصل به شبكه سراسري هم مورد توجه قرار گيرند و اين امري است كه بايد مسئولين طرح بويژه سازمان انرژيهاي نو وابسته به سازمان انرژي اتمي ايران آن را مد نظر قرار دهند .

طرح ايجاد مزارع بادي ديزباد اكنون دوره مطالعات و احداث را پشت سر مي گذارد( 3 ) و در اين راه عدم تامين ارزي ، بروكراسي اداري و گمركي در وزارتخانه هاي صنايع ، جهاد سازندگي ، بازرگاني و امور اقتصادي و دارايي ، عدم همكاري شركت آلماني در برخي دوره ها ، از مهمترين مشكلات پيش روي مي باشد . با توجه به گسترش و جريان باد ديز باد در جنوب دشت نيشابور ، اين قسمتها نيز توان و ظرفيت ايجاد نيروگاه بادي را دارند و از نظر ويژگيهاي طبيعي تقريباً شرايط همساني با دشت ديز باد را دارند . اميد است كه با مطالعه اين بخش و با ايجاد نيروگاه بادي ، حداكثر استفاده از اين منبع لايزال الهي بشود .

يادداشت ها :

1- قدرت توليد با توان سوم سرعت متناسب است . بر اساس فرمول p v p= cv

يعني اگر باد 6 متر در ثانيه سرعت دارد در توان سوم سرعت مي شود ( 216 = 6 ) ولي اگر فقط يك متر به اين سرعت اضافه گردد مي شود ( 343 = 7 ) كه مقدار اختلاف آن با 6 متر سرعت خيلي بيشتر مي شود و از آنجا كه باد ديزباد 8 متر سرعت دارد ( يعني دو متر بيشتر از بادهاي اقتصادي ) پس مقدار انرژي توليدي آن خيلي زياد خواهد بود .

2- مزرعه بادي : شامل تاسيسات مربوط به گروهي از ماشين هاي بادي است كه در آرايش منظمي در يك ناحيه محدود و مناسب جهت توليد الكتريسيته مورد استفاده قرار گيرند .

3- در سال 1381 ، 5 دستگاه از توربينهاي بادي منطقه در شرق شهر جديد بينالود به بهره برداري رسيد كه به مرور تعداد واحد هاي نيروگاه بادي بينالود به 46 مورد افزايش خواهد يافت .

 منابع 

1- سازمان جهاد كشاورزي خراسان رضوي ، اداره برق و انرژي ، جزوه باد در خراسان 1377

2- سازمان جهاد كشاورزي خراسان رضوي ، اداره برق و انرژي ، طرح تفصيلي ايجاد مزارع بادي ديزباد نيشابور 1377

3- مصاحبه با آقاي مهندس ياقوتي نيا ، كارشناس انرژي اتمي جهاد كشاورزي خراسان ، 1/5/ 1379

4- كاوياني ، دكتر محمد رضا ، توربين هاي بادي و ارزيابي پتانسيل باد در ايران ، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي شماره 36 ، بهار 1374

5- تاجيك ، محمد ، بررسي هاي قابليتها و موانع توسعه در شهرستان نيشابور از ديدگاه جغرافياي سياسي ، پايان نامه كارشناسي ارشد ، دانشگاه تهران ( گروه جغرافيا ) ، بهمن 1379

+ نوشته شده توسط محمد تاجیک در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 و ساعت 18:42 |

براورد ذخایر نفت دریای مازندران 

در گزارش ترازنامه انرژي، جزئيات ذخاير نفت درياي خزر اعلام شد.
 اين گزارش كه هر دو سال يك بار توسط وزارت نيرو منتشر مي شود، ذخاير نفت در جاي احتمالي در جنوب درياي خزر را ۳۲ ميليارد و ۸۵۰ ميليون بشكه اعلام كرد.
اين گزارش حاكي است كه شركت نفت خزر طي سال هاي گذشته با همكاري شركت هاي شل، لاسمو و وبااويل مطالعات اكتشافي را به منظور شناسايي ساختارهاي خزر و تعيين بالقوه ساختارها براي اثبات وجود ذخاير نفت و گاز انجام داده است.براساس اين مطالعات صورت گرفته، احتمال وجود نفت و گاز در حداقل ۸ بلوك وجود دارد كه بزرگترين آن داراي ۲۰ ميليارد بشكه نفت درجا است.
در گزارش ترازنامه انرژي در زمينه خصوصيات مياديني كه احتمال وجود نفت در آنها وجود دارد آمده است: از ميان ۸ بلوك موجود، غير از يك بلوك بقيه در اعماق ۴۰۰ تا ۸۰۰ متري قرار دارند كه انجام حفاري اكتشافي در آنها نياز به دكل نيمه شناور دارد.
براساس اين گزارش براي كشف ذخاير احتمالي نفت در خزر تا پايان سال ۸۱، ده هزار كيلومتر عمليات لرزه نگاري، خريد اطلاعات موجود به همراه اطلاعات چاه هاي حفرشده در منطقه جنوبي خزر تلفيق و براساس تفسير كليه اطلاعات براي اولين بار تصوير جامعي از ساختار و ذخاير نفت و گاز درياي خزر جنوبي به دست آمده كه مي توان با استفاده ازآنها مراحل بعدي اكتشاف و توسعه را برنامه ريزي كرد.
اين گزارش حاكي است كه بلوك نفتي البرز با نفت درجاي ۲۰ ميليارد بشكه در عمق ۵۰۰ متري زير سطح دريا قرار دارد و ازجمله ميادين مشترك ايران و آذربايجان مي باشد.بعد از بلوك البرز بلوك چالوس در عمق ۸۰۰ متري دريا داراي نفت در جاي ۳ ميليارد بشكه اي است.
موقعيت اين منطقه در فاصله ۱۷ تا ۲۲ درصدي آبهاي جنوبي درياي خزر قرار دارد.
اغلب بلوك هاي احتمالي نفتي خزر فراتر از موقعيت ۱۱ درصدي آبهاي جنوبي خزر قرار دارند و تنها دو بلوك رودسر و رامسر در نزديكي ساحل ايران قرار دارند.همان طور كه در گزارش ترازنامه انرژي ذكر شده است ذخاير موجود درياي خزر از دو بعد اهميت دارد.
اولين نكته درخصوص ذخاير متعلق به ايران تعيين رژيم حقوقي درياي خزر است.
براي مثال همان طور كه ذكر شد اغلب بلوك هاي نفتي مهم شناسايي شده در درياي خزر فراتر از ۱۱ درصد از ساحل جنوبي اين دريا قرار گرفته اند، لذا اگر در رژيم حقوقي درياي خزر سهم ايران كمتر از اين ميزان باشد، نفت متعلق به ايران نيز كاهش چشمگيري خواهد داشت.
نكته بعد اين است كه ذخاير ۸/۳۲ ميلياردي، نفت در جاي خزر است لذا درصورت استفاده از فناوري مناسب مي توان اين ذخاير بالقوه را با افزايش ضريب بازيافت به ذخاير مناسب بالفعل شده تبديل كرد.
پيرامون ميزان ذخاير نفت درياي خزر، از سوي مراجع مختلف منطقه اي و بين المللي آمارهاي مختلفي از زمان فروپاشي اتحاد شوروي منتشر شده است. بيشترين ميزان گزارش شده اين ذخاير مربوط به سال هاي اول دهه ۱۹۹۰ است كه مجموع ذخاير را تا ۲۲۰ميليارد بشكه نيز تخمين زده است. اين گزارش ها در طول دهه ۱۹۹۰ شركت هاي مهم بين المللي را براي سرمايه گذاري در استخراج و انتقال نفت منطقه، به رقابت واداشت. حضور اين شركت ها با حمايت هاي سياسي قدرت هاي بزرگ و سياسي شدن طرح هاي انرژي منطقه همراه بود. مطالعات و تحقيقات گسترده تا اواخر دهه ۱۹۹۰، خوشبينانه بودن تخمين ذخاير را ثابت كرد و اين ذخاير را حتي تا ۱۵ ميليارد بشكه كاهش داد. اين گزارش ها به تدريج انگيزه شركت هاي نفتي براي سرمايه گذاري و تداوم فعاليت در طرح هاي انرژي منطقه كاهش داد. بيشترين اختلاف نظر درمورد ذخاير اين دريا مربوط به منطقه جنوبي به دليل عمق زياد و سختي مطالعه و تحقيق است.
براساس ملاحظات وزارت نفت، به نظر نمي رسد بهره برداري از منابع نفتي در درياي خزر به دليل عدم قطعيت، عمق زياد، نداشتن تكنولوژي هاي بالاي تحقيقاتي، استخراجي و اكتشافي، بالا بودن هزينه توليد در مقايسه با ميدان هاي نفتي جنوب كشور و همچنين عدم تدوين رژيم حقوقي درياي خزر و اختلاف نظر بر سر مالكيت ميادين، در اولويت اين وزارتخانه باشد

 

+ نوشته شده توسط محمد تاجیک در چهارشنبه دهم خرداد 1385 و ساعت 8:44 |

آشنایی اجمالی با منطقه زبرخان

 

موقعیت جغرافیایی بخش زبرخان

بخش زبرخان بين 25 درجه و 52 دقيقه شمالي و نيز 58 درجه و 52 دقيقه تا 59 درجه و 18 دقيقه طول شرقي قرار دارد.
اين
بخش  یکی از بخشهای ششگانه شهرستان نیشابور می باشد که در دامنه جنوبی رشته کوههای بینالود واقع شده است ، این بخش از شمال به بخش طرقبه مشهد ، از شرق به بخش احمدآباد مشهد و از جنوب به بخش کدکن تربت حیدریه و از غرب به بخشهای مرکزی و میان جلگه نیشابور محدود می شود.

این بخش با وسعتی حدود 1102 کیلومتر مربع و با مرکزیت شهر قدمگاه حدود 9 درصد از مساحت شهرستان نیشابور را به خود اختصاص داده است. قرار گرفتن این بخش در دشت حاصلخیز پایکوهی بینالود و نزدیکی به دومین شهر پرجمعیت کشور یعنی مشهد مقدس و عبور راه مواصلاتی و راه آهن سراسری تهران - مشهد از داخل این منطقه ، موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی ممتازی را برای این بخش بوجود آورده است که از این نظر می توان دورنمای توسعه آن را روشن دید.

 

آب وهوا

بخش زبرخان بر اساس طبقه بندی دمارتن ، اقلیم شناس معروف ، در منطقه آب و هوایی نیمه خشک قرار گرفته است که آب و هوای آن در نواحی کوهستانی معتدل و در نواحی پست به تدریج بر میزان دما افزوده و از میزان بارندگی کاسته می شود. متوسط درجه حرارت سالیانه در این منطقه    9/12 و میزان بارندگی طی دوره های آماری (1345-75) حدود 235 میلی متر براورده شده است.

باد غالب در این منطقه ، باد دیزباد می باشد که از بادهای محلی استان خراسان به شمار می رود. این باد به جهت شرقی و غربی این بخش را در فصل تابستان و پاییز تحت تاثیر قرار می دهد و سرعت متوسط آن به 30 تا 40 کیلومتر در ساعت می رسد و می توان با انجام سرمایه گذاری در زمینه ایجاد نیروگاههای بادی در مکانهای مناسب از این انرژی دائمی در جهت توسعه اقتصادی ، اجتماعی منطقه استفاده بهینه به عمل آورد. 

 

منابع آب

منطقه زبرخان به دلیل قرار گرفتن در منطقه پایکوهی بینالود از نظر منابع آبهای سطحی و زیرزمینی تقریبا غنی است و از مهمترین رودخانه جاری در این منطقه می توان به رودخانه خرو ، درود ، گرینه دیزباد ،و کالشور اشاره نمود که در این زمینه امکان توسعه بهره برداری از این رودخانه ها با انجام طرحهای آبخیزداری و احداث سد وجود دارد و از این طریق می توان با ذخیره آبهای سطحی موجب تغذیه سفره های زیرزمینی گردید و در توسعه و گسترش کشاورزی و صنعت در این منطقه کمک شایانی نمود. 

 

  ویژگی های اقتصادی زبرخان

كشاورزي و دامپروري

بخش زبرخان بدلیل قرار گیری در منطقه پایکوهی رشته کوههای بینالود و برخورداری از اقلیم معتدل کوهستانی ، شرایط مناسبی را برای فعالیت های کشاورزی اقتصادی منطقه بوده است و اساس معیشیت و نظام تولیدی در این بخش بیشتر بر فعالیت های زراعی و دامی استوار است. حدود 38 هزار هکتار (37%) از اراضی این منطقه جهت فعالیت های کشاورزی از حاصلخیز خوبی برخوردار می باشند. از مهمترین محصولات کشاورزی منطقه می توان به گندم ، جو ، چغندر قند ، پنبه و محصولات باغی از قبیل انگور ، آلو ، گردو ، گیلاس ،و سیب درختی اشاره کرد.

دامپروری نیز به دلایل شرایط مساعد اقلیمی ، بارندگی مناسب و تنوع پوشش گیاهی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد که از قطب های مهم دامپروری در سطح شهرستان نیشابور و استان خراسان به شمار می رود. 

 صنايع دستي

صنعت تولید قالی دستی رایج ترین فعالیت دستی در منطقه به شمار می رود به طوریکه به عنوان مثال بزرگترین فرش دستباف جهان به مساحت 4342 متر جهت مسجدی در مسقط ، پایتخت کشور عمان و به وزن حدود 22 تن و اشتغال زایی حدود 650 نفر بافنده زن روستایی در مدت 2 سال شاهدی گویا بر پتانسیل و قابلیت بالای منطقه از نظر رواج و توسعه صنایع دستی می باشد که از اثرات اقتصادی آن می توان به حدود 5 میلیون دلار درآمد ارزی برای کشور اشاره نمود.

 

صنایع کارخانه ای

بطور کلی بخش زبرخان به دلیل برخورداری از موقعیت ممتاز جغرافیایی و طبیعی از قبیل :

  1. نزدیکی به بازار مصرف دومین شر پرجمعیت کشور(مشهد)

  2. سهولت دسترسی به راههای ارتباطی به دلیل عبور راه ترانزیتی تهران – نیشابور – مشهد از داخل منطقه

  3. شرایط آب و هوایی مناسب به دلیل واقع شدن در دامنه رشت کوههای بینالود.

  4. وجود منابع غنی آبهای سطحی و زیرزمینی جهت استفاده صنایع

  5. تنوع محصولات زراعی ، باغی و دامی

  6. بالا بودن سطح آموزش و سواد در منطقه جهت کمک به رشد صنعتی

  7. برخورداری از زمین مناسب جهت استقرار صنایع

  8. برخورداری از نیروی کار ارزان و موارد متعدد دیگر

در دو دهه اخیر مورد اقبال و توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان توسعه صنعتی استان خراسان قرار گرفت و با احداث و توسعه شهرک صنعتی شهرستان نیشابور در این منطقه و تعداد زیادی از صنایع پراکنده ، بخش زبرخان چهره صنعتی به خود گرفته است

. بر طبق آمار اداره کل صنایع استان خراسان در سال 1378 حدود 54 واحد فعال صنعتی در زمینه

 صنایع غذایی و نساجی کاغذ ، چوب و چرم و لوازم خانگی و ... در این منطقه وجود دارد که حدود 2/2 درصد از کل صنایع و 3/2 درصد اشتغال استان را به خود اختصاص داده

 در حالیکه کمتر از 1% جمعیت استان را در خود جای داده و نسبت اشتغال به جمعیت

 در این منطقه نسبت به استان خراسان و شهرستان نیشابور به بیش از دو برابر می رسد

 که این امر نشانگر توسعه در بخش زبرخان می باشد.

 

  جمعیت و مساکن

بخش زبرخان دارای سه شهر به نامهای قدمگاه ، درود و خروین می باشد و همچنین دارای سه دهستان به نام دهستان اردوغش ، اسحاق آباد و زبرخان

 که در مجموع شامل 109 آبادی دارای سکنه می باشد. جمعیت این بخش مطابق سرشماری سال 1381 هجری شمسی 59945 نفر می باشد که 20518 نفر در مناطق شهری و 39427 نفر در مناطق شهری ساکن می باشد.

 و از این تعداد 30108 نفر را مردان و 29137 نفر را زنان تشکیل می دهند.

تراکم جمعیت در این بخش 8/55 نفر در کیلومتر مربع می باشد که در مقایسه با بخشهای دیگر شهرستان نیشابور ، متراکم ترین بخش به شمار می رود

 که این امر بیانگر شرایط مساعد محیط طبیعی و آب و هوایی و برخورداری از منابع آب سطحی و زیرزمینی کافی و همچنین سهولت ارتباطات جاده ای و توسعه صنایع کارخانه ای می باشد.

از نقطه نظر سکونتگاهی و موقعیت مکانی حدود 23% روستاهای این بخش در مناطق کوهستانی 33% در اطراف جاده مواصلاتی مشهد – نیشابور و 46% در داخل دشت متمرکز شده اند.

بر اساس سرشماری سال 1375 از کل جمعیت بخش حدود 75% باسواد بوده اند که این نسبت برای مردان 79/1 درصد و برای زنان 69/3 درصد بوده است و از نظر درصد جمعیت باسواد در شهرستان نیشابور از وضعیت مطلوبی برخوردار می باشد

 که عواملی از قبیل برخورداری اکثر روستاهای این منطقه از مراکز آموزشی مناسب ، سهولت دسترسی ارتباطی و جاده ای در این زمینه تاثیر داشته است و بالا بودن درصد با سوادان زن در این بخش نشانگر غنای فرهنگی و اهمیت سواد برای زنان در این بخش بوده است.

منطقه زبرخان از نادر مناطقی است که 3 شهر را در خود جای داده است

 که هرکدام از این شهرها دارای ویژگی ها ، پتانسیل ها و جاذبه های خاص خود می باشد. 

 

شهر قدمگاه رضوی

شهر قدمگاه مرکز بخش زبرخان می باشد که در فاصله 24 کیلومتری شرق نیشابور و در دامنه جنوبی ارتفاعات بینالود قرار دارد.

 جمعیت شهر 2296 نفر می باشد که اکثرا سادات می باشند . این شهر از نظر سابقه فرهنگی و تاریخی دارای قدمت دیرینه ای است و همانگئنه که از نام آن پیداست به معنای مکانی است که قدم مبارکی بر آن نهاده شده است.

 و با توجه به مدارک وکتب تاریخی زمانی که حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) در سفر تاریخی خود ( از مدینه به مرو ) از مسیر نیشابور به سمت طوس حرکت نمودند ، در روستایی که در آن زمان به نام های اسپرس ، سرخک ، علی باب ، قریه الحمراء نامیده می شد ، توقفی داشته اند

 و از آن زمان نام این محل به قدمگاه تغییر یافت که وجه تسمیه آن وجود سنگی است که اثر دوپای انسان که منسوب به حضرت امام رضا (ع) می باشد ، بر آن نقش بسته است.

در داخل صحن بقعه چشمه آب گوارایی وجود دارد که بنا به روایات به هنگام توقف امام و به وقت نماز حضرت از آب این چشمه وضو گرفته اند ، این چشمه از آن زمان به نام چشمه حضرت

 معروف است که زائرین آب چشمه را از کرامات آن حضرت می دانند

 و علاوه بر شرب ، نا به اعتقاد جهت ترک بلا و امراض مورد استفاده قرار می گیرد.

ساخت بقعه قدمگاه در زمان شاه عباس صفوی آغاز و در دوره شاه سلیمان صفوی

 کامل شده است . از جمله آثار دیگر شهر قدمگاه می توان به کاروانسرای قدیمی دوره شاه عباس صفوی و قلعه قدیمی شهر و حمام دوره قاجاریه

 و باقیمانده قلعه اصلی که بعضی از یرجهای دور حصار آن هنوز باقی مانده ، اشاره کرد که از نظر گردشگری حائز اهمیت می باشند.

 

  شهر دررود

 

شهر ییلاقی دررود در جنوب شرقی رشته کوههای بینالود و در فاصله 30 کیلومتری شرق نیشابور به طرف مشهد واقع گردیده است. وجه تسمیه این شهر « ده رود » بوده

 که شاید به علت جاری بودن چشمه سارهای متعدد که از دامنه جبال بینالود

 به طرف این شهر سرازیر شده به آن نسبت داده شده است و نیز به معنی محلی است

 که در داخل یا کنار و یا فراخنای رودخانه قرار گرفته است.

جمعیت این شهر ییلاقی کوهستانی 5526 نفر می باشد. اطراف این شهر را ارتفاعات سرسبز بینالود پوشانده است که این رشته کوهها از نظر باغداری و دامداری برای منطقه حائز اهمیت است. این شهر دارای آب و هوای معتدل کوهستانی می باشد و به سبب همین اعتدال هوا و آب فراوان یکی از مناطق مساعد برای پرورش درختان میوه چون آلو ، سیب سرخ ، گردو ، انگور و گیلاس می باشد.

اگر چه گذشته تاریخی درود به درستی روشن نیست ، ولی آثار و بقایای موجود از قبیل رباطها ، امام زاده ها ی سنگی گذشته های مربوط به 1000 سال قبل ، درختان چنار کهن سال با سن حدود 700 سال بقایای محله پرجمعیتی بنام خانقاه ، همه نشان از قدمت تاریخی این شهر ییلاقی و زیبای کوهستان دارد. از جاذبه های گردشگری درود می توان به آبشار زیبای آن ، مهمانسرای درود ، رودخانه درود و جاده کوهستانی درود –جاغرق و منطقه سرسبز و مصفای همت آباد و سد خاکی آن اشاره کرد.

 

شهر خرو

 

این  شهر زیبا که به بهشت گمشده خراسان معروف است

  در 20 کیلومتری شمال شرقی نیشابور و در دامنه های جنوبی سلسله جبال بینالود در دره ای سرسبز و فراخ قرار دارد.

 شهر سرسبز و زیبای خرو با قدمتی دیرینه ، تاریخش با تاریخ پر رمز و راز ابر شهر ( نیشابور ) پیوند خورده است و از این شهر تاریخی و مشاهیر آن در کتابهای کهن جغرافیایی و تاریخی چون بیهقی و اسرار التوحید به خوبی یاد شده است.

شهر خرو پر جمعیت ترین شهر از مجموعه شهرهای شهرستان نیشابور می باشد با جمعیتی بالغ بر 15000 نفر در سه محله بزرگ خرو علیا و خرو سفلی ( با بافتی قدیمی که اکثرا از سادات حسینی هستند ) و شهرک امام رضا ( با بافت جدید شهری که سرریز جمعیت خرو علیا را در خود جای داده است )

وجود دو رودخانه پر آب ، دهها رشته قنات و چشمه های فراوان

 موقعیت طبیعی ممتازی به آن داده .آبشار شش آب ، چشمه علی ، قلعه رباط ، رودمیان ، آثار بجا مانده از چهار برج نگهبان در 4 نقطه مرتفع و غارهایی که در گذشته های دور به عنوان راههای مخفی برای در امان ماندن از حمله اقوام مهاجم استفاده می شده و مسیر کوهستانی زیبا و رویایی خرو به زشک که فاصله نیشابور به مشهد را حدود 55 کیلومتر تقلیل داده ، همگی از جاذبه های خوب و مهم گردشگری خرو می باشند که هر ساله در فصل گرم تابستان مسافران به تنگ آمده از گرما و هیاهوی شهر ها را به سوی خود فرا می خوانند. بافت منازل مسکونی به اقتضای شرایط طبیعی در دامنه های پر شیب کوهها و بصورت پلکانی می باشد و اکثر خانه ها در فضایی کم و به صورت عمودی گسترش یافته اند که به این سبب به خرو لقب ماسوله خراسان نیز داده اند. اکثر اهالی خرو به باغداری و کشاورزی اشتغال دارند. ار بین میوه ها ، آلوی خرو شهرت جهانی دارد و هر ساله صدها تن آلو از این شهر به خارج از کشور صادر می شود.

 

 

+ نوشته شده توسط محمد تاجیک در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 9:32 |

قطر شبه جزيره کوچکي در منطقه خاورميانه و آسيا است. کتيبه ها و مجموعه ظروف سفالي زيبا و بي نظير کشف شده در نواحي مختلف قطر نشان مي دهد كه از حدود ۴۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح در اين سرزمين افرادي ساکن بوده اند. در قرن پنجم پيش از ميلاد مسيح، هرودتوس يوناني، سرزمين دريارو «کانانيتس» (Cananites) را قطر معرفي کرد.
پتولمي، جغرافي دان، در نقشه خود از دنياي عرب، «قطر» را يکي از مهم ترين بنادر تجاري آن هنگام خليج فارس معرفي كرده است. در تمدن اسلامي نيز نقش قطر بسيار اهميت داشته است.
در قرن هشتم، اقتصاد قطر رو به رونق نهاد. در سال 1916 و در دوران جنگ جهاني اول، با امضاي عهدنامه اي، قطر تحت حمايت انگليس قرار گرفت و در سال 1943 با عقد پيمان ديگري، حمايت انگليس از اين کشور افزايش يافت. اوايل قرن 18، سلطنت خاندان «آل ثاني» بر قطر آغاز شد. طايفه آل ثاني از اوايل اين قرن وارد سرزمين قطر شدند و در بخش شمالي شبه جزيره قطر اسکان يافتند، اما اواسط قرن 19، اين طايفه به محل دوحه امروزي مهاجرت کردند. اين کشور نيز مانند بيشتر کشورهاي عرب از سال 1827، زير سلطه امپراتوري عثماني درآمد. در سال 1878، شيخ جاسم بن محمد، جانشين پدر خود شيخ محمد بن ثاني شد. در سال 1913، شيخ عبد الله بن جاسم به قدرت رسيد. در هنگام فرمانروايي وي، نفت براي نخستين بار در قطر کشف شد. در سال 1940، شيخ حمد بن عبد الله تا سال 1948 بر قطر حکومت کرد. در سال 1949، شيخ علي بن عبد الله به سلطنت رسيد و تا سال 1972 به حکومت خود ادامه داد. در سال 1971 قرار بود قطر به امارات ملحق شود، اما هر دو کشور خواهان استقلال خود بودند. در سال 1972، شيخ خليفه بن حمد آل ثاني با يک کودتاي بدون خونريزي حکومت را به دست گرفت. در سوم سپتامبر 1971 قطر به استقلال رسيد و در سال 1991 از اين كشور براي پايگاه نيروهاي بين المللي در جنگ خليج فارس استفاده شد.
در سال 1995، شيخ حمد بن خليفه آل ثاني با حمايت خاندان حاکم و مردم قطر به سلطنت رسيد. اواخر سال 1996 جاسم بن حمد آل ثاني به وليعهدي انتخاب شد. از رويدادهاي مهم سال 1999، شرکت زنان در انتخابات شوراي شهر براي نخستين بار در اين کشور بود.


معرفي کوتاه قطر:

نام رسمي کشور: قطر
نوع حکومت: اميرنشين
پايتخت: دوحه
تاريخ استقلال: سوم سپتامبر 1973 (از انگلستان)
نام امير: شيخ حمدبن خليفه آل ثاني
جمعيت: 840290 نفر (2004)
ميزان رشد جمعيت: 7/2 درصد(2004)
متوسط طول عمر: 4/73
مساحت: 4/4 هزار مايل مربع (۱۱۵۳۲ کیلو متر مربع)
موقعيت جغرافيايي: منطقه خاورميانه- خليج فارس
واحد پول رسمي: ريال قطر (QR)
زبان رسمي: عربي
زبان هاي رايج: انگليسي
نژاد و قوميت: عرب (40 درصد) – پاکستاني (18 درصد) – ايراني (10درصد) – ساير گروه ها (14 درصد)
شهرهاي مهم: ام سعيد- دوخان- الخور -الریان- مدینه الشمال-
مذهب: اسلام (95 درصد)
وضعيت آب و هوا: گرم و در مناطق ساحلي مرطوب
نام همسايگان: عربستان(همسایه خشکی)- امارات متحده عربي- بحرين و ایران(همسایگان آبی)


اقتصاد قطر

در قطر پرورش ميوه و سبزيجات و نيز حرفه ماهي گيري رواج بسيار دارد، با اين حال مقدار زيادي از محصولات غذايي اين کشور از طريق واردات تامين مي شود. اقتصاد اين کشور به نفت و گازمايع وابسته است و 70 درصد از درآمدهاي اين کشور از صادرات نفت و گاز تامين مي شود. اين کشور داراي يک مرکز بانکداري منطقه اي است. مردم قطر يکي از بالاترين ميزان درآمدهاي سرانه جهان را دارند.

نرخ رسمي تبديل ارز: 64/3 ريال قطر معادل يک دلار آمريکا (2003)
توليدناخالص داخلي(اسمي):
2/20 ميليارد دلار(2004) ميزان رشد واقعي توليد ناخالص داخلي: 7/4 درصد(2004)
ميزان تورم: 5/2 درصد (2004)
ميزان بيکاري: 7/2 درصد (2001)
ميزان صادرات: 12 ميليارد دلار (2003)
کالاهاي عمده صادراتي:
نفت خام – ال.ان.جي ميزان واردات: 711/5 ميليارد دلار (2003)
کالاهاي عمده وارداتي:
تجهيزات و ماشين آلات صنعتي و حمل و نقل- غذا- حيوانات زنده
شريک هاي عمده تجاري:
ژاپن- انگليس- آمريکا- ايتاليا- آلمان – فرانسه- کره جنوبي
منابع طبيعي: نفت- گازطبيعي مايع صنايع : توليد و پالايش نفت خام – کودشيميايي- محصولات پتروشيمي – سيمان محصولات داخلي و کشاورزي: ميوه جات، سبزيجات

وضع محيط زيست:
مهم ترين معضل زيست محيطي قطر، محدوديت منابع طبيعي آب شرب و وابستگي شديد اين کشور به ساخت تاسيسات تصفيه آب است. کل مصرف انرژي: 6/0 بي تي يو (16 درصد کل مصرف انرژي در جهان) (2001) مصرف سرانه انرژي: 4/921 ميليون بي تي يو (2001) شدت انرژي: 37063 بي تي يو (2001)

مصرف انرژي هاي تجديدپذير انتشار کربن ناشي از مصرف انرژي: 6/9 ميليون تن (2001) انتشار سرانه کربن: 4/921 ميليون بي تي يو (2001) شدت کربن: 6/0 تن ساير بخش ها از مصرف انرژي: حمل و نقل 1/16 درصد- صنعت 4/82 درصد – تجاري 3/1 درصد سهم بخش ها در انتشار کربن: صنعت 3/80 درصد- حمل و نقل 2/18 درصد- تجاري 3/1 درصد سهام سوخت از انتشار کربن: گازطبيعي (3/88 درصد)- نفت (7/11 درصد) – زغال سنگ (بدون هيچ درصد) (2001) مصرف انرژي: گازطبيعي (9/90 درصد)- نفت (1/9 درصد)- زغال سنگ (بدون هيچ درصد) (2001) منابع آب: کل ظرفيت توليد آب از تمام منابع کشور 25/11 ميليون گالن در روز است، در حالي که آب ضروري روزانه اين كشور حدود 90 ميليون گالن است.

صنايع مهم قطر:
صنعت نفت وزير انرژي و صنايع: شيخ عبدالله حمدالعطيه ذخاير اثبات شده: 2/15 ميليارد بشکه(2003) توليد: 928055 بشکه در روز (ده ماه نخست سال 2003) سهميه توليد نفت در اوپک: 635 هزار بشکه در روز نفت خام (که شامل مايعات گازي نمي شود) (2003) مصرف: 30 هزار بشکه در روز(2003) صادرات خالص: 898055 بشکه در روز (ده ماه نخست سال 2003) ميدان هاي مهم نفت: دوخان- ايدالشرقي نورت دام- بوالخبين – ميدان مهزام- الشاهين- الرايان- الخليج ظرفيت پالايش نفت خام: 137 هزار بشکه در روز (2003) مهم ترين پالايشگاه: ام سعيد (137 هزار بشکه در روز) شرکت ملي نفت: قطر پتروليوم زمينه فعاليت شرکت مهم نفت: اکتشاف- توليد- پالايش و پخش
صنعت گاز ذخاير: 509 تريليون فوت مکعب (2003) توليد: 1/1 تريليون فوت مکعب (2001) مصرف: 560 ميليارد فوت مکعب (2001) صادرات خالص: 580 ميليارد فوت مکعب (2001) مشتريان عمده: ژاپن- کره جنوبي- هند شرکت هاي مهم گاز: شرکت قطر گاز و شرکت راس گاز زمينه فعاليت شرکت هاي مهم گاز: توليد و بازاريابي گازطبيعي مايع عمده ترين شرکت هاي خارجي فعال در قطر: آنادارکو پتروليوم- بي پي- شورون تگزاکو- اکسون موبيل – مارسک – ماروبني- ميتسويي- ام ال- اکسيدنتال- ا ام وي- فيليپس پتروليوم – توتال فينا الف بنادر مهم: ام سعيد- راس لافان از مهم ترين هدف هاي راهبردي دولت قطر در زمينه صنعت و بهينه سازي کاربرد ارزش افزوده منابع طبيعي کشور و نيز تنوع بخشي به منابع درآمد کشور به ويژه در بخش صنعت با دارا بودن ظرفيتي بالا به عنوان دومين تکيه گاه مهم اقتصادي، افزايش مشارکت صنايع کارخانه اي در توليد ناخالص داخلي، ايجاد و توسعه فرهنگ صنعتي، بالا بردن سطح خوداتکايي و به کارگيري فناوري هاي علمي براي ايجاد رقابت و انطباق با ضرورت ها و نيازهاي بازار صادرات است.
قطر به دنبال افزايش ظرفيت توليد نفت خام، گاز طبيعي و ميعانات گاز همراه به ترتيب تا يك ميليون بشکه در روز 12 ميليارد فوت مکعب و نيم ميليون بشکه است.
اين کشور در نظر دارد ظرفيت توليد روزانه گاز طبيعي مايع خود را از 13 ميليون تن كنوني به حدود 30 ميليون تن تا پايان سال 2010 افزايش دهد.
براساس برآوردها نسبت منابع طبيعي و انساني به کار رفته در توليد نفت خام و در صنايع پايه و مهم کارخانجات تا پايان سال 2005 به ويژه در زمينه ايجاد مهارت هاي فني مربوط به 50 درصد خواهد رسيد.
صنعت برق شرکت برق راس لافان (RLPC): شرکت برق راس لافان در سال 2001 تأسيس شد. در حقيقت ساخت اين شرکت بخشي از تعهدهاي قطر درزمينه اجرا و توسعه برنامه خصوصي سازي بخش آب و برق در اين کشور است. سهام اين شرکت را قطر پتروليوم (10 درصد سهم)، شرکت آب و برق جنرال قطر (25 درصد سهم)، شرکت سرمايه گذاري گالف (10 درصد سهم) و اي يي اس راس لافان هولدينگز (55 درصد سهم) در اختيار دارند. هدف از اجراي اين پروژه، ساخت نيروگاه برق گازسوز و يك واحد نمك زدايي آب شيرين با ظرفيت توليد 750 مگا وات برق و 40 ميليون گالن آب است.
ظرفيت توليد برق کنوني قطر 1475 مگا وات است و سالانه 3/9 ميليارد سيکو وات ساعت برق توليد مي کند. اغلب نيروگاه هاي برق قطر گازسوز هستند. 80 درصد برق مصرفي را در قطر مصارف خانگي واداري به خود اختصاص داده اند.
به دليل فشارهاي مالي وار شده به دولت قطر، از سال 1999 ارائه برق رايگان به شهروندان قطري محدود شد.
در مي 2000، دولت قطر براي خصوصي سازي بخش صنعت برق خود، يک گام مهم برداشت و املاک و دارايي هاي وزارت آب و برق قطر (MEW) را به شرکت آب و برق QEWC منتقل کرد. 57 درصد از سهام اين شرکت را سرمايه گذاران محلي و 43 درصد باقي مانده را دولت در اختيار دارد.
بزرگ ترين و جديدترين نيروگاه برق و آب قطر، «راس ابوفونتاس بي» نام دارد. ظرفيت كنوني توليد برق اين نيروگاه 1030 مگا وات است. اين نيروگاه بزرگ ترين و جديدترين نيروگاه برق و داراي يک کارخانه آب شيرين کني است.
بخش مسکوني و مصرف کننده برق، سهم 80 درصدي توليد برق اين کشور را به خود اختصاص داده است.
صنعت مواد شيميايي قطر شرکت توليد مواد و ترکيبات شيميايي قطر (QAFCO) در سال 1969 تأسيس شد.75 درصد از سهم اين شرکت را «پتروليوم قطر» و 25 درصد آن را شرکت «انورسک هايدرو» نروژ در اختيار دارند. مجتمع توليد مواد و ترکيبات شيميايي قطر شامل دو کارخانه توليد آمونياک در سال 1973 و کارخانه هاي توليد اوره در سال 1979 آغاز به کار کردند. پروژه توسعه نيروگاه ها موسوم به QAFCOB در سال 1997 آغاز شد كه برنامه آن افزايش توليد آمونياک تا 3800 تن در روز و توليد روزانه 4850 تن اوره و 2000 تن اوره گرانولار با کيفيت بالا بود.
پروژه جديد توسعه اين کارخانه ها به نام QAFCO 4 براي افزايش ظرفيت 2000 تني توليد روزانه آمونياک؛ 3200 تني اوره، 65 تني فرمالدهيد هم زمان با آغاز به کار آن در سال 2004 است. توليد شرکت توليد مواد شميايي قطر در سال 2002 به ترتيب مشتمل بر يک ميليارد و 418 ميليون و 857 تن آمونياک و يک ميليارد و 736 ميليون و 172 هزار تن اوره بود.
صنعت پتروشيمي
صنعت پتروشيمي قطر (QAPCO) در سال 1974 در قالب گروهي مشتمل بر شرکت «پتروليوم قطر» با 80 درصد سهم، شرکت فرانسوي «الف اتوکم» با 10 درصد سهم و شرکت ايتاليايي «اني کم» با 10 درصد سهم تأسيس شد. توليد در سه واحد مهم توليدي مجتمع پتروشيمي قطر در سال 1981 آغاز شد. پروژه توسعه اين مجتمع در سال 1994 آغاز شد و در سال 1996 به پايان رسيد. ظرفيت توليد سالانه اين مجتمع به 525 هزار تن اتيلن، 360 هزار تن پلي اتيلن با چگالي پايين (LDPE) و 70 هزار تن سولفور بود. در سال 2002، ظرفيت توليد اين مجتمع روي رقم 495 هزار تن اتيلن، 379 هزار تن پلي اتيلن و 43 هزار تن سولفور باقي ماند.
- مجتمع پتروشيمي (Q-Chem): شرکت کميکال قطر (Q-Chem) در سال 1998 در قالب گروهي شرکت هاي «قطرپتروليوم» (با 51 درصد سهم)، «شرکت شورون فيليپس پتروليوم» (با 49 درصد سهم) تأسيس شد. اين مجتمع در سال 2003 با برنامه توليد ساليانه 500 هزار تن اتيلن رسماً افتتاح شد.
- شرکت Vinyl قطر (QVC): شرکت ونيل قطر در سال 2001 در قالب گروهي متشکل از شرکت «پتروليوم قطر» (25 درصد سهم)، QAPCO قطر (9/31 درصد سهم)، شرکت نورسک هايدرو نروژ (7/29 درصد) و شرکت آتوفينا فرانسه (9/12 درصد سهم) تأسيس شد. در سال 2002، اين شرکت 307 هزار تن سود سوزآور، 202 هزار تن دي کلريد اتيلن و 227 هزار تن مونومر کلريد ونيل توليد کرد.
نيروگاه هاي ميعانات گاز طبيعي(NGL) نيروگاه ميعانات گاز طبيعي: اين نيروگاه در سال 1994 با برنامه توليد روزانه 1350 تن گاز اتان غني شده، 1284 تن پروپان، 851 تن بوتان، 588 تن مايعات گازي تأسيس شد.
نيروگاه مايعات گاز طبيعي(NGL-Z): در سال 1980 کميسيون اين نيروگاه انجام شد و ظرفيت توليد روزانه 1145 تن گاز اتان غني شده، 1079 تن پروپان، 899 تن بوتان، 903 تن مايعات گازي است.
نيروگاه ميعانات ميدان شمال (NFGP): نيروگاه گاز ميدان شمال در سال 1991 رسماً گشايش يافت. اين نيروگاه ظرفيت توليد روزانه 1030 ميليون فوت مربع گاز سبک، 3000 تن ميعانات گاز طبيعي و 3240 تن مايعات گازي، 280 تن سولفور را دارد.
نيروگاه ميعانات گاز طبيعي(NGL-4): اين نيروگاه در سال 2003 افتتاح شد. در اين نيروگاه روزانه 3200 تن اتان، 5100 تن ميعانات گاز طبيعي و 780 هزار بشکه مايعات گازي توليد مي شود.
صنعت پالايش «پتروليوم قطر» : شرکت «پتروليوم قطر» عهده دار پالايش نفت در قطر است. نخستين پالايشگاه نفت کشور قطر در سال 1974 رسماً گشايش يافت و ظرفيت پالايش نفت آن روزانه 6200 بشکه نفت بود. پالايشگاه دوم با ظرفيت پالايش 50 هزار بشکه نفت در سال 1984 به اين مجموعه پيوست. در سال 2002، پروژه توسعه پالايشگاه «قطرپتروليوم» رسماً گشايش يافت. با افتتاح اين طرح، ظرفيت پالايش اين شرکت تا 137 هزار بشکه در روز افزايش يافت.
- شرکت توليد مواد افزودني سوخت قطر (QAFAC): اين شرکت در سال 1999 تأسيس شد. شرکت QAFAC شامل شرکت هاي «قطرپتروليوم» (50 درصد سهم)، «شرکت نفت CPC» (20 درصد سهم)، «صنايع شيميايي لي چانگ يونگ» (15 درصد سهم) و «شرکت بين المللي اکتان» (15 درصد سهم) است. پروژه ساخت اين شرکت براي توليد سالانه 5/832 هزار تن مايع متانول و 610 هزار تن MTBA صورت گرفت. در سال 2002، ميزان توليد به حدود 772 هزار تن مايع متانول و 576 هزار تن MTBA رسيد.
- شرکت گاز طبيعي مايع قطر(قطر گاز): «قطرگاز» در عرصه توليد گاز طبيعي مايع قطر پيشگام بوده و در سال 1984 تأسيس شده است. ظرفيت کنوني توليد گاز طبيعي مايع اين شرکت سالانه 8 ميليون تن است و در نظر دارد اين رقم را تا پايان سال 2005 به حدود 9 ميليون تن افزايش دهد. تأسيسات فراساحلي شرکت براي توليد روزانه 1450 ميليون فوت مکعب گاز و حدود 55 هزار بشکه مايعات گازي طراحي و برنامه ريزي شده است. در سال 2002، ميزان توليد اين شرکت به 6/7 ميليون تن گاز طبيعي مايع و حدود 50 هزار بشکه مايعات گازي رسيده است.
- شرکت گاز طبيعي مايع رأس لافان قطر(رأس گاز): شرکت «رأس گاز قطر» در سال 1993 تأسيس شد. برنامه توليد اين شركت سالانه 5 ميليون تن گاز طبيعي مايع و روزانه 24 هزار بشکه مايعات گازي است. ظرفيت کنوني توليد آن روزانه 140 هزار متر مکعب گاز ال.ان.جي و 44 هزار بشکه مايعات گازي است و در نظر دارد آن را به 20 ميليون تن در سال افزايش دهد. ظرفيت ذخيره سازي گاز طبيعي براي تهيه مايعات گازي ساليانه 200 هزار بشکه است. در سال 2002، ظرفيت توليد اين شرکت به 6/6 ميليون تن ال.ان.جي و 41 هزار بشکه مايعات گازي رسيد.
- نيروگاه گاز طبيعي قطر(NGP): نيروگاه ان.جي.پي شامل گروه کاري قطرپتروليوم و موبيل کيوام گاز (شرکت تابعه اکسون موبيل) است. هدف از ساخت اين نيروگاه، توليد روزانه حدود 80 هزار تن محصولات نفتي با کيفيت بالا و سالانه حدود 7/4 ميليون تن گاز طبيعي از ميدان گاز شمال است.
- شرکت نيتروژن قطر(QNC): اين شرکت در سال 1999 تأسيس شد. شرکت قطرپتروليوم و شرکت کارخانجات صنعتي قطر در شرکت QNC سهمي برابر دارند. توليد گاز نيتروژن و نيتروژن مايع از محصولات اين شرکت است.

 

 

+ نوشته شده توسط محمد تاجیک در دوشنبه هشتم خرداد 1385 و ساعت 9:0 |

 

سوآپ و نفت خزر

محمد تاجیک

به اعتقاد بسياري از تحليل گران بهترين مسير براي انتقال نفت منطقه، ايران است. مسيري كه از ايران مي گذرد نسبت به مسيرهاي عبوري از روسيه، تركيه و چين، كوتاه تر و ارزان تر است كه اين مسير براي كشورهايي كه قصد دارند با حداكثر ظرفيت و كم ترين قيمت به توليد و صادرات نفت بپردازند، ايده آل است
با آن كه هنوز آمار و اطلاعات دقيقي در مورد حجم ذخاير نفتي درياي خزر در دست نيست اما كاملاً مشخص است كه اين منطقه از پتانسيل لازم براي تبديل شدن به مركز توجه مصرف كنندگان نفت در جهان، برخوردار مي باشد.
اما هر بار كه بحث ذخاير نفتي خزر مطرح مي شود، ناخودآگاه بحث مسيرهاي صادرات نفت اين منطقه به ميان مي آيد.
منطقه خزر دور از اغلب مسيرهاي تجارت بين المللي قرار دارد، به همين دليل اگر توليدكنندگان نفت در خزر، مسير مناسبي را براي صادر كردن محصولات خود نيابند، استخراج نفت فايده چنداني در برنخواهد داشت.
به اعتقاد بسياري از تحليل گران بهترين مسير براي انتقال نفت منطقه، ايران است. مسيري كه از ايران مي گذرد نسبت به مسيرهاي عبوري از روسيه، تركيه و چين، كوتاه تر و ارزان تر است كه اين مسير براي كشورهايي كه قصد دارند با حداكثر ظرفيت و كم ترين قيمت به توليد و صادرات نفت بپردازند، ايده آل است.
در همين حال دولت ايران نيز با اقدامات خود توليد كنندگان نفت در خزر را تشويق به استفاده از مسير عبوري از اين كشور كرده است. با اين حال نفت عبوري از ايران در چند سال اخير، اندك بوده است. در حال حاضر ايران تنها ۱۲۰ هزار بشكه در روز نفت قزاقستان، روسيه و تركمنستان را انتقال مي دهد در حالي كه متوسط صادرات نفت در منطقه شوروي سابق در سه ماهه اول سال جاري ميلادي، ۸۷/۵ ميليون بشكه در روز بود.
اما به چه دليل ايران نمي تواند از پتانسيل هاي ويژه خود در زمينه انتقال نفت خزر بهره ببرد؟ يكي از عوامل مؤثر در اين زمينه، سياست دولت آمريكا در قبال ايران مي باشد. واشنگتن، ايران را حامي تروريسم مي داند و شركت هاي آمريكايي و خارجي را موظف كرده، بيش از ۲۰ ميليون دلار در سال در ايران سرمايه گذاري نكنند در غير اين صورت مورد تحريم قرار خواهند گرفت.
البته دشمني آمريكا با ايران تنها دليل ناكامي ايران در انتقال نفت خزر نيست بلكه تأكيد تهران در استفاده از روش سوآپ(
swap) نيز تأثيرگذار بوده است.
در روش سوآپ، توليدكنندگان نفت در درياي خزر، نفت صادراتي خود را با تانكر به بندر نكا در ايران تحويل مي دهند. سپس ايران اين نفت را به پالايشگاه هاي تهران و تبريز انتقال مي دهد كه نفت پالايش شده براي مصرف داخلي توزيع مي شود. در ازاي نفت دريافت شده در نكا، ايران معادل آن را در جزيره خارك واقع در خليج فارس به ساير كشورها صادر مي كند.
البته شيوه سوآپ براي صادركنندگان نفت جذاب است كه دو كشور تركمنستان و قزاقستان چندين سال است كه بر اساس اين نوع قرارداد با ايران همكاري دارند. روسيه نيز در پي ناتواني در احداث خطوط جديد انتقال نفت به اين روش گرايش پيدا كرده و با ايران همكاري مي كند.
اما ظرفيت عمليات سوآپ در ايران محدود است. در حال حاضر ظرفيت خط لوله اي كه بندر نكا را به پالايشگاه هاي تهران و تبريز متصل مي كند تنها ۱۷۰ هزار بشكه در روز است.
البته اخيراً وزير نفت ايران اعلام كرده، در صورت نصب ايستگاهها و پمپاژ در مسير لوله، ظرفيت آن به ۵۰۰ هزار بشكه در روز (تا پايان سال جاري ميلادي) افزايش خواهد يافت اما بعيد است كه دولت برنامه ديگري براي افزايش بيشتر ظرفيت خط لوله داشته باشد.
با اين حال هنوز مشخص نيست كه آيا صادركنندگان نفت خزر حاضر خواهد بود صادرات نفت خود را به روش سوآپ از ۱۲۰ هزار بشكه در روز در حال حاضر به ۵۰۰ هزار بشكه افزايش بدهند يا خير.
همچنين ظرفيت خطوط انتقال نفت كشورهاي حوزه خزر افزايش خواهد يافت به همين دليل اين كشورها ترجيح مي دهند به جاي استفاده از خطوط نفت ايران، از خطوط نفت كشورشان بهره ببرند.
در حال حاضر خط لوله كنسرسيوم خزر (
CPC) كه تنگيز را به نووروسيسك متصل مي كند، ۵۶۰ هزار بشكه در روز نفت انتقال مي دهد كه ظرفيت آن در نهايت به ۳۴/۱ ميليون بشكه در روز افزايش خواهد يافت. همچنين انتقال نفت از خط لوله باكو، تفليس- جيحان نيز از سال آينده آغاز مي شود كه ظرفيت آن يك ميليون بشكه در روز است.
در عين حال، ايران مدعي است كه انجام پروژه هاي سوآپ از لحاظ اقتصادي براي كشورهاي حوزه خزر باصرفه تر است اما اثبات اين ادعا دشوار مي باشد.
همچنين بايد اين واقعيت را پذيرفت كه شركت هاي روسي پس از اين كه متوجه ناتواني شركت «ترنس نفت» در احداث خطوط جديد انتقال نفت شدند به پروژه هاي سوآپ روي آوردند.
در صورتي كه تهران يك خط لوله از نكا تا خليج فارس احداث نمايد، آن گاه قادر خواهد بود به كشورهاي حوزه خزر تضمين بدهد كه استفاده از مسير ايران، ارزان ترين مسير براي انتقال نفت خزر مي باشد.
البته شواهد حاكي از آن است كه مقامات ايراني تمايلي به احداث چنين خط لوله اي ندارند. البته تهران چندين بار به صورت تئوري از چنين پروژه اي حمايت كرد امام اقدام عملي مؤثر براي ايجاد زيرساخت هاي آن صورت نگرفته است. در همين حال ايران تمام قدرت خود را روي افزايش حجم پروژ ه هاي سوآپ متمركز كرده و توجه چنداني به خط لوله خزر- خليج فارس ندارد.
از سوي ديگر، توليدكنندگان نفت در خزر تمايلي به صادر كردن حجم زيادي نفت به شيوه سوآپ ندارند.
به همين دليل مادامي كه ايران خط لوله خزر به خليج فارس را احداث نكند قادر به قانع كردن كشورهاي حوزه خزر براي صدور حجم زيادي نفت از طريق اين كشور نخواهد بود.

 

+ نوشته شده توسط محمد تاجیک در یکشنبه هفتم خرداد 1385 و ساعت 12:1 |